دماوند-مانی تهرانی: یلدا شب زایش میترا -الاهه خورشید- در بیش از دو هزار و ششصد سال قبل است. شبی که هم به درازای تاریخ به جا مانده از بشر قدمت دارد و هم از نظر مدت زمان درازترین شب سال است و از این رو مبنای علمی و هستی شناسانه محکمی نیز دارد. از زمانهای دور تا امروز در این شب ایرانیان به دور سفره ای از انار، هندوانه، آجیل، چای، شیرینی و شکلات گردهم می آیند و با تفعل و حافظ خوانی و یا شاهنامه خوانی این شب بلند را به شادمانی و با امید به طلوع بلندترین روز سال به پایان می رسانند. هرچند فرهنگ عیش و نوش و این نقد بگیر و آن نسیه بدار در ایران ریشه سترونی دارد، اما همواره در طول تاریخ از سوی مغول و اسلام و دیگر بدخواهان هدف حمله و صدمه قرار گرفته و اکنون هم نزدیک به چهل سال است که جمهوری اسلامی از تلاش برای نابودی تا استحاله و به انحراف کشاندن جشنهای ملی ایران هر آنچه می تواند می تازاند و البته در مقابل هم این چرخ گردون همچنان از حرکت باز نایستاده و هر روز بخشهای بیشتری از جامعه و بیش از پیش به اصالت فرهنگی خود پی می برند، آن را گرامی می دارند و سرمشق قرار می دهند.

با استاد م. آزرم (نعمت میرزا زاده) شاعر پارسی گوی ساکن فرانسه اهمیت شب یلدا و حواشی آن را در میان گذاشته ام که می خوانید.

*آئین شب یلدا ریشه تاریخی دقیق دارد و یا اینکه با روایتهای مختلف روبرو هستیم؟

یلدا در لغت واژه ای سوریانی به معنی زایش خورشید است که به آن شب چله نیز می گویند. قدما چهل روز اول زمستان را چله بزرگ و بیست روز آخر آن را چله کوچک می نامیدند. هنوز هم در بین خانواده های ایرانی رسم چله وجود دارد. یادم هست در خراسان که بودیم مادربزرگم می گفت: چله بزرگ که تمام شد زمین نفس می کشد. یعنی زمین خود را برای بهار آماده می کند. ابوریحان بیرونی (قرن چهارم و هم عصر فردوسی) در آثار خود از این جشن با نام میلاد اکبر یا همان میلاد خورشید یاد کرده و نوشته روز اول دیماه روز خور -یعنی روز خورشید- است و در قانون مسعودیه هم خوره روز -یعنی خرم روز- درج شده. یلدا در تاریخ فرهنگ ایران باستان شب مقدس بوده و نیز از پانصد و دو سال پیش از میلاد مسیح و دوران فرمانروایی داریوش یکم در تقویم رسمی ایرانیان باستان ثبت شده. جشنهایی که در این شبها برگزار می شود نیز یک سنت باستانی است. در دوران باستان کشاورزی از بنیانهای زندگی ایرانیان بود و به همین دلیل مردم به رویدادهای طبیعی توجه داشتند و بعدها متوجه شدند که با گردش خورشید و تغییر فصول اتفاقاتی در زمین رخ می دهد و روزها و شبها کوتاه و بلند می شوند و وقتی روزها بلند می شوند، انسان می تواند از نور و تابش خورشید بیشتر استفاده کند و برای همین این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی به معنی نیکی است و باید با تاریکی و ظلمت شب مبارزه کرد. بنیان نگرش دینی ایرانیان باستان -که زرتشت نماینده آن است- جدال تاریکی با روشنایی و جدال نیکی با بدی بوده.

*ریشه یلدا به اقوام ایرانی می رسد یا مذهب زرتشت؟

یلدا پیش از زتشت وجود داشت و در تقویم ایران باستان هم ثبت شده بود. در زمان داریوش یکم جشن خورشید برگزار شده و خورشید یکی از مهمترین نمادهای ستایشی ایران باستان بوده است. این قدمت به بیش از دو هزار و ششصد سال قبل می رسد.

*مراسم شب یلدا در گذر زمان چه تغییراتی کرده و این تغییرات از چه عواملی متأثر بوده؟

نکته مهم اینکه ایران تنها کشوری است که مسلمانان آن را فتح کرده اند، اما توانسته زبان فارسی و تمام آئینهای باستانی را حفظ کند. ایرانیان در زمان پیدایش اسلام دارای دو هزار سال تاریخ مدنیت بوده اند. بنابراین تمدن ایران یک ظرف خالی نبوده که  پیام آوران اسلام بتوانند هر چه خواستند داخل آن بریزند. نیاکان ما بعد از مسلمان شدن، برای نگه داشتن هویت ایرانی خود هیچ تضادی ندیدند و درنگ نکردند. به همین دلیل تا امروز همچنان تمام ایرانیان یلدا و نوروز را جشن می گیرند. البته در ایران باستان جشن نوروز نداشتیم، جشنهای نوروزی داشتیم که از نیمه دوم اسفند -بهمنگان- شروع می شد. در ایران پیش از اسلام هفته هم نداشتیم و فقط روز و ماه داشتیم. روزها اسم معین داشت و اگر اسم روز و ماه یکسان می شد: مثلأ روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت، آن روز را تعطیل می کردند. در فرهنگ ایران باستان شادمانی غلبه شدید دارد و نیاکان ما به جای گریه کردن، برای شادمانی به دنبال بهانه و فرصت می گشتند. جشنهای نوروزی تا ششم فروردین -روز تولد زرتشت- ادامه داشت و این روز به سنت و باور ایرانیان نوروز بزرگ  نام داشت که شاهان و فرمانروایان و بزرگان این روز اصلی را جشن می گرفتند. ریشه این مراسم به آئین مهر پرستی یا پرستش میترا -یعنی خورشید- در ایران باستان بازمی گردد. اتفاقأ در زمان زرتشت، جایگاه میترا از خدای یکتا به  یکی از خدایان تقلیل پیدا کرده.

*آیا برگزاری جشنهای دو هزار و پانصد ساله در زمان محمدرضا شاه تلاشی برای زنده کردن همان جشنهای نوروزی ایران باستان بود؟

خیر، این مقایسه دقیق نیست. در تقویم ایران باستان اصل بر شادمانی است و بر این اساس باید از فرصت عمر برای نیکی کردن، شادمان بودن و خوب زیستن بهره مند شد و باید دیگران را هم از شادمانی بهره مند کرد. نیاکان ما فیلسوفانه به جهان می نگریستند و باور داشتند که فرصت عمر ما کوتاه است. برای همین بنیاد دیانت زرتشت بر خوشبینی استوار شده و جشنها از جمله جشن مهرگان، جشن سده، جشنهای نوروزی و… در آن فراوان است. شب چله هم مثل چهارشنبه سوری از یادگارهای جشنهای نوروزی بوده. یک جشنی در ایران باستان بوده به نام بهمنگان که روز بیست و پنجم اسفند هر سال برگزار می شده و بعد از اسلام که هفته به تقویم ایران اضافه شده این جشن هم در چهارشنبه آخرین هفته سال لحاظ شده است. سور به معنی آتش بوده و در جشن چهارشنبه سوری آتش می افروختند تا به طور سمبلیک با سرمای زمستان مقابله کنند. امروزه هم در بین همه اقوام پیرامون جغرافیای ایران مثل تاجیکستان، جشنهای ایران باستان و از جمله یلدا به طور کامل برگزار می شود. مخصوصأ که این کشورها مثل ایران دچار مشکل حکومت دینی نیستند و بنابراین هیچ مانعی بر سر راه اجرای این مراسم وجود ندارد.

*گفتید که این جشنها با وجود تمام ناملایمات و از جمله حمله مغول و اسلام و… در گذر تاریخ تا امروز باقی مانده. آیا صلح و مسالمت فرهنگ ایرانی به این ماندگاری کمک کرده؟

بدون تردید همینطور است و دلیل آن را باید در جامعه شناسی تاریخی مردم ایران جست و جو کرد. ما در چهارراه جهان قرار گرفته ایم. جغرافیای ایران پل ارتباطی شرق و غرب و شمال و جنوب جهان بوده و است. تمدن چین و هند برای متصل شدن به اروپا از ایران گذر می کردند. ایران باستان از شمال شرقی تا جنوب غربی با تمدنهای هند و چین ارتباط داشت و از شمال غربی تا جنوب غربی یعنی از تبریز تا آبادان با تمدن روم در ارتباط بود. بنابراین ایران یک پل ارتباطی بزرگ بوده و این تمدنها از هم تآثیر پذیرفته اند. اصل فرهنگ ایران باستان بر پایه نگریستن با چشم مهربانی و شادمانی به جهان استوار است. نمونه بارز این فرهنگ: شراب خواری در آئین زرتشت نه تنها گناه نیست، بلکه سنت است. انسان وقتی شراب می نوشد، مهربانتر می شود و تساهل، بخشندگی و مدارا پیشه می کند. به همین دلیل هم ما تنها ملتی بودیم که توانستیم بعد از اسلام نیز زبان و تمام آئینهای خود را حفظ کنیم. روی دیگر سخنم این است که در تاریخ ایران کسی به استقبال اسلام نرفت و اسلام در ایران با شمشیر ابلاغ شد.

*بسیاری از کارشناسان دلیل ماندگاری زبان فارسی را قدرت شعر می دانند. جایگاه شعر در جشنهای ملی ایران و از جمله شب یلدا کجاست؟
بله. سفره شب یلدا هم مثل سفره نوروزی در خانه همه ایرانیان بوده و هست. در این سفره انواع تنقلات و میوه های فصل پاییز وجود دارد. البته با توجه به تنوع اقلیمی ایران تنقلات در سفره های هر منطقه از کشور متفاوت است. مثلأ در یک روز معین  در ایران چاهبهار با ایلام بین بیست تا سی درجه سانتیگراد اختلاف دما دارد. یعنی ممکن است دمای هوای جنوب ایران بالای چهل درجه باشد و همزمان دمای هوای شمال غربی ایران به ده درجه هم نرسد. در نتیجه بنا بر اینکه سفره در خراسان باشد یا در رشت، تنقلات درون آن رنگارنگ می شود و شکل بومی به خود می گیرد. طبیعتأ مراسم یلدا در درازنای تاریخ تغییراتی هم داشته. مثلأ نیاکان ما کتاب مقدس اوستا را بر سر سفره می گذاشتند و به هر تقدیر بعدها جای آن را قرآن گرفت. در نقاشیهای مینیاتور معاصر نیز می بینیم که بر سر سفره نوروز قرآن هست. اصل این فرهنگ مهم است که بزرگ نگه داشته می شود.

*جایگاه شب یلدا در شعر فارسی کجاست؟

همزمان نماد زیبایی و زشتی است. حافظ شیرازی می گوید: صحبت حکام ظلمت شب یلداست / نور ز خورشید خواه، گو که بر آید. در اینجا حافظ سنت یلدا را با مفهوم سیاسی-اجتماعی درآمیخت و یا در جای دیگری می گوید: زلف بلند معشوق به شب یلداست. زلف یعنی موی سیاهی که پیچ و تابی هم دارد مثل شب سیاه و دراز یلدا. در شعر فارسی اشارات به یلدا فراوان است. برای اینکه شعر عمده ترین نماد فرهنگ ایران است. ما به عنوان یک ملت در شعر، زبان باز کردیم. چنانکه تمام آنچه از زرتشت برای ما باقیمانده شعر است. شب یلدا نیز تا صبح به شعر خوانی می گذرد.

*از سوی جمهوری اسلامی تلاشی برای تغییر و اسلامی کردن مراسم ملی در جریان است. به نظرتان تأثیر و نتیجه این کار چه بوده؟

حکومت با اینگونه تلاشها فقط سر خود را به سنگ می کوبد. چهارشنبه سوری نزدیک است و باز خواهیم دید که مثل هر سال -با وجود بگیر و ببندها- جوانان ایرانی تمام آسمان ایران را ستاره باران خواهند کرد و در سراسر کشور جشن و سرور برپا می شود. برای اینکه زبان فارسی به عنوان عمده ترین عنصر و پایه هویت ایرانی زنده مانده و تا زبان زنده است، فرهنگ هم زنده می ماند.. زبان ما زبان فردوسی و زبان فردوسی زبان روزبه دادبه است. البته زبان امروز ما فارسی نو شده، تا پیش از اسلام فارسی باستان داشتیم و یک زبان میانه هم داشتیم که زبان پهلوی بود. بسیاری از واژه هایی که ما امروزه استفاده می کنیم در زبان پهلوی هم وجود دارد و در اثر مرور زمان و تحت تأثیر محاوره تغییر شکل داده . ممکن است سوال پیش بیاید که مثلأ مصر هم سابقه طولانی تاریخی و فرهنگی دارد، پس چرا زبان فینیقی به عربی تغییر کرد و زبان فارسی باقی ماند؟ پاسخ این است که تمدن مصر به مرزهای جغرافیابی این کشور محدود بود، در حالیکه تمدن ایران از ابتدا دعوای جهانداری و جهانگیری داشت و می گوید: بیا تا جهان را طرحی نو دراندازیم. دقت کنید جغرافیای ما جهان است. شهریار ایران، جهانشاه است و رستم ایران، جهان پهلوان و در سراسر شاهنامه ایران و جهان در کنار هم است و چشم انداز ایران، جهان و ایران به معنی جهان است. این فرهنگ از زمان کورش بزرگ مدعی مدیریت جهان بوده.

*با توجه به مبنای هستی شناسانه، جشن شب یلدا تا چه اندازه قابلیت جهانی شدن دارد؟

جهانی شدن جشنها بخشی ذاتی است مثل نوروز که جهانی شده و بخش مهمی هم به پشتیبانی از آن بستگی دارد که متأسفانه در ایران امروز حکومت با شادمانی مردم و جشنهای ملی برخورد مهربانی ندارد و در بهترین حالت این جشنها را تحمل می کند.

*شب یادا در ایران با غربت چه تفاوتی دارد و شما برای یلدا امسال چه برنامه ای دارید؟

شب یلدا جشن خانوادگی است و ایرانیان در هر جای جهان -هر تعداد از اعضاء خانواده که در یک منطقه زندگی کنند- دور هم جمع می شوند تا این شب دراز را با مهربانی، مهرورزی و شادمانی دور هم بگذرانند، زیرا فرصت عمر آدمی کوتاه است. تفاوت اینجا با ایران هم در سفره های رنگین تر یلدا داخل کشور است. برنامه خودم این است که با دوستان ایرانی و اعضاء خانواده ام -که چند تن در پاریس هستند- دور هم جمع می شویم. البته در سفره های شب یلدا غربت نوستالژی هم است.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر