بهنام امینی (مهیستان)

پنج شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - یادداشت‌ها






اینکه قدس یگانه حلقه ای است که توان آن را دارد تا کشورهای  اسلامی را در یک روز کنار هم بنشاند ظرفیت خوبی در روابط درون گروهی این کشورها محسوب می شود اما اینکه حتی قدس هم نمی تواند همه کشورها را با صدای واحد در قبال اسرائیل  متحد کند یقینا نشانه خوبی برای آنها نخواهد بود.

کنفرانس سران کشورهای اسلامی در استانبول در حالی تشکیل شد که مهمترین هدفش چاره یابی برای شرایط پیش آمده در فلسطین بود، اعلام اورشلیم بعنوان پایتخت اسرائیل از سوی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا وچاریابی برای مقابله با این سیاست سران چهل و هشت کشور عربی اسلامی  را در استانبول گرد هم آورد ، ابتکاری که به دست ترکیه و رئیس جمهور اسلامگرای آن رجب طیب اردوغان صورت گرفت.

اردوغان پیشتر گفته بود که قدس خط قرمز مسلمانان است و تهدید کرده بود که اگر امریکا قصد داشته باشد اورشلیم را پایتخت اسرائیل اعلام کند یک روز  سران همه کشورهای اسلامی را در ترکیه گرد هم خواهد آورد، آنگونه که ترامپ به وعده اش عمل کرد  اردوغان هم به  گفته اش عمل کرد. اما این همنشینی به نظر نمی رسد چندان هم که باید با همدلی همراه بوده چرا که عربستان و اردوگاه متحدش یعنی امارات و بحرین تنها در سطح وزیر در این اجلاس شرکت کردند و تا خود پیام روشنی در راستای سطح اختلاف این کشورها باشد. مصر نیز بعنوان دیگر قطب بزرگ جهان اسلام  در سطح معاون وزیر حضور داشت.

شکاف  میان کشورهای عربی اسلامی موضوع تازه ای نیست که تنها بتوان آنرا در نشست استانبول دید، دیر زمانی ست که این کشورها بر اساس پایگاههای مذهبی نژادی و این اواخر سیاست های منطقه ای و حتی رقابت های تجاری چندان که باید در اردوگاه واحدی قرار نمی گیرند.

پای آمریکا و اسرائیل و نوع رابطه با این دو هم که در میان باشد وضع بدتر از این هم می شود، پراکندگی و توزیع منافع و سیاست های این کشورها همه و همه باعث شده تا در طی چند  دهه گذشته، هرگز موضع گیری یکپارچه ای را این کشورها در قبال تحولات منطقه شاهد نباشیم.

حال البته بویژه در سالهای اخیر همزمان با اوج تنش ها و تحولات متغیر در عراق و سوریه این شکاف سیاسی حتی می رود  تا در بعدی دیگر  به شکاف عقیدتی تبدل شود. آنچنان که حتی در موضوع قدس که به گفته رجب طیب اردوغان و پیشتر رهبران دیگر کشورهای اسلامی خط قرمز مسلمانان بوده است، ما شاهد یک سیاست جدی و یکپارچه  در این زمینه نباشیم. شاید بتوان اوج این تنش و نگرانی در شکاف عقیدتی را در سخنان دو روز پیش مولود چاوش اغلو وزیر خارجه ترکیه به خوبی دید آنجا که او می گوید:

بعد از تصمیم ترامپ برخی کشورهای اسلامی دچار هراس شده اند. او گفت: اگرچه این کشورها به سخنان ترامپ واکنش نشان داده اند اما هنوز برخی کشورها واکنشی جدی به این موضوع نشان نداده اند.

این نگرانی چاوش اغلو وقتی بیشتر می شود که یک روز پیش از برگزاری کنفرانس کشورهای اسلامی می گوید  رهبران اغلب کشورهای اسلامی دعوت ما را پذیرفته اند و به استانبول آمده اند اما ما هنوز از حضور برخی کشورها بی خبر هستیم،

پیشتر اردوغان هم گفته بود برخی کشورهای اسلامی به جای قرار گرفتن در کنار مسلمانان به گفته او در کنار  استکبار قرار گرفته اند، اگر چه اردوغان از کشور خاصی نام نمی برد اما به نظر می رسد نوک حمله این حرفهای نیش دار اردوغان عربستان است و البته مصر هم در این دسته جای می گیرد (ترکیه بویژه با دولت ژنرال سیسی بر سر اخوان المسلمن درگیری های طولانی دارد اما فعلا دلخوری بیشتر ازعربستان است عربستانی که تا همین چند وقت اخیر درقبال بحران سوریه متحد نزدیک ترکیه محسوب میشد.)

باید گفت دو اتفاق طی  ماههای اخیر باعث شده تا آرایش کشورهای اسلامی از سطح و قالب اجلاس سران خارج شود و به ترکیب و اردو بندی جدیدی برسد، نخست تنش میان قطر و عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرعت هر چه تمامتر موجب یارگیری تازه ای مرکب از ایران ترکیه و قطر شد.

در این راستا ترکیه مدعی بود میان قطری ها و عربستانی ها نقش برادر میانجی را بازی می کند اما چه کسی بود که نمی دانست مهر آنکارا به دوحه دو چندان است، تهران نیز با دقت و درایت خاصی و به دور از هیجان زدگی در اوج تنش خود با عربستان بهترین بهره را از حضور قطر در اردوی خود برد و عملا صف ایران ترکیه قطر را در برابر عربستان قرار داد این اردو بندی جدیدی بی ثمر هم برای قطری ها نبود و به حاکمان دوحه فرصت داد تا از روزنه تهران -آنکارا بتواند فشار خفه کننده تحریم های عربستان را در بن بست جغرافیایی سیاسی تاب بیاورد.

اما شکاف دوم در روزهای اخیر زمانی رقم خورد که همه نگاهها به ریاض بود بعنوان نزدیکترین متحد آمریکا در منطقه، تا ببیند پس از آنکه  دونالد ترامپ اورشلیم را پایتخت اسرائیلیان قرار می دهد ریاض چه واکنشی نشان خواهد داد، روشن بود ریاض که در اوج دلبری خود با واشنگتن است نمی تواند واکنشی خیلی احساسی به موضوع قدس نشان دهد، تنها روابط نزدیک ریاض و واشنگتن نبود که مانع حمایت قاطع عربستانی از قدس میشد بلکه در سوی دیگر رقابت با تهران نیز  به دغدغه ای  بزرگ برای  حاکمان ریاض بدل شد، آن اندازه این دغدغه بزرگ و مهم بوده که زمزمه نزدیکی عربستان به اسرائیل را این روزها پر رنگ کرده حتی خبرهایی جسته گریخته حکایت از دیدار مخفیانه ولیعهد جوان سعودی با مقامات اسرائیلی دارد .

از اینرو اگر عربستان میخواست در رقابت با تهران و کنترل نفوذ فزاینده حاکمان تهران برگ برنده ای در دست داشته باشد نمی توانست در شرایط کنونی موضع تندی در برابر مقامات اسرائیلی  اتخاذ کند. این اتفاق عملا شاید گویای این باشد که حالا حتی منافع سیاسی می تواند اصول عقیدتی را در میان سران کشورهای اسلامی متغیر کند،

پیامد این سیاست است که  در کنفرانس اخیر استانبول عربستان تنها به محکومیت نمادین در بیانیه پایانی اجلاس استانبول اکتفا می کند و چندان  تمایلی  به مشارکت در طراحی و تدوین سیاستی عملی  در قبال قدس نشان نمی دهد و به قول معروف همصدای دیگر کشورهای اسلامی نمی شود .

به نظر می رسد در شرایط کنونی عربستان  تلاش دادر در عین حال که مقبولیت افکار عمومی جهان اسلام را در مسیر مخالفت با سیاست های اسرائیل حفظ می کند متحدان سیاسی غربی خود را نیز خشنود نگاه دارد و البته فرصت تعامل دورادور و احتمالی با اسرائیل را از دست ندهد، آنچه در شرایط کنونی برای عربستان مهمتر از قدس است رقابت با ایران است از این بابت سیاست محافظه کارانه عربستان در این زمینه طی ماههای آینده  محتمل به نظر می رسد.این سیاست ریاض البته موجب ناخرسندی آنکاراست و آنگونه پیشتر در مبحثی دیگر نوشتم، یقینا طی ماهای آینده روابط آنکارا و ریاض را دستخوش تلاطم قرار خواهد داد،

در سوی دیگر هم البته  نباید اینگونه پنداتشت که خشم ترکیه از اسرائیل تماما به دلیل اتفاقات اخیر است در واقع ترکیه ازچند جهت سیاست خود در قبال اسرائیل را دنبال می کند ،اختلافات سیاسی ترکیه با اسرائیل بعد از حادثه کشتی ماوی مارمارای هرگز ترمیم نشد هنوز زخم این اتفاقات در روابط دو کشورالتیام نیافته بود که مضوع قدس باعث گردید تا  بیش از هر زمان دیگری ترکیه و اسرائیل از هم دور شوند  البته همانظور که گفته شد بیش از اتفاق اخیر قدس، ترکیه دلخوری ها و رقابت های خاص خودش را را از اسرائیل داشت فراموش نباید کرد که  در جریان رفراندوم شمال عراق و حمایت یکجانبه تل آویو از اربیل، ترکیه بیش از هر زمان دیگری از رهبران اسرائیل خشمگین بود.

جدای از آن باید به  تفکرات نئو عثمانی دولتمردان کنونی ترکیه ازجمله  اقای اردوغان اشاره کرد که هنوز نگاه امپراتوری و پدر سالارانه ترکیه به کشورهای اسلامی بویژه به سوریه(حلب) و فسلطین (قدس) را در میان اسلامگرایان و ملی گرایان ترکیه زنده نگه داشته است بخشی از حمایت های ترکیه از سوریه و فسلطین را هم باید در  تعریف این نگاه ارضی و مالکیت تاریخی جستحو کرد آنچنان که دولتمردان ترکیه چندان ابایی ندارند که در خفا و اشکارا هنوز هم این  واحد های جغرافیایی سوری فلسطینی  را  پاره های تن امپراتوری عثمانی بنامند.

در بعد دیگر ترکیه در دوران تنش بالای خود با آمریکا به سر می برد،لزوم نزدیکی هرچه بیشتر ترکیه به کشورهای اسلامی و ایجاد جبهه ای واحد در قبال نفوذ امریکا و اسرائیل در منطقه شاید بخشی از سیاست جدی این روزهای آنکارا درقبال فلسطین است با این همه در جع بندی این بخش از سخن باید پرسید آیا ترکیه میل دارد کارت بازی قدس را در قبال کارت های بازی امریکا (ضراب و گولن و ی پ گ) استفاده کند؟

طبیعی است در این مسیر هنگامیکه عربستان از صفوف مورد انتطار ترکیه دور می شود مورد طعن و کین آنکارا قرار می گیرد و آن را در جبهه استکبار قلمداد می کند. در این میانه همانطور که اشاره شد ترکیه با دولت کنونی مصر هم دارای اختلافات  ریشه داری است هنور ترکیه دولت ژنرال سیسی را بعنوان یک دولت واقعی و قانونی در مصر به رسمیت نشناخته است.

مجموع  چنین شرایطی باعث می شود تا سازمان همکاری اسلامی چندان در عرصه عمل نقشه راه منسجمی برای آینده نداشته باشد شاید تنها ائتلاف های درون گروهی بیشتر از خود ساختار سازمانی بتواند نتیجه مورد نیاز را برای اعضا آن در قبال مسئله قدس فراهم کند، ائتلاف هایی از جنس ترکیه ایران و قطر، به همین دلیل است که اعلام پایتختی اورشلیم خواسته و ناخواسته ترکیه را به تعبیری به آغوش ایران فرستاد، به واقع آنها در شرایط کنونی راهی جز این نداشتند اگرچه نزدیکی آنکارا تهران پیشتر با همراهی روسیه در بحران سوریه کلید خورده بود.

اما نهایتا در میان چهار قطب بزرگ خاورمیانه و کشورهای اسلامی (ایران ترکیه عربستان و مصر) به نظر می رسد  این ایران است که فرصت آنرا دارد  تا بیشترین بهره را از شرایط پیش آمده ببرد هم کمتر  از سه کشور دیگر در قبال قدس تحت فشار افکار عمومی خود است هم حضور بیشتری در کرانه های مدیترانه دارد از این بابت چاشنی اتحاد بر سر قدس می تواند برای مدتی حضور ایران در آن منطقه را مسکوت باقی بگذارد.  

بر عکس ایران ،همین هفته در ترکیه مرال آکشنر رهبر حزب ترکیه خوب، اردوغان را به باد انتقاد گرفت و گفت در موضوع فسطین فقط حرفهای تند می زنی و عملی انجام نمی دهی و این ادعاهای بی پشتوانه تو باعث شده تا ترکیه در منطقه جدی گرفته نشود در عربستان هم وضع بهتر از این نخواهد بود این احتمال وجود دارد که در دراز مدت منفعل باقی ماندن رهبر جوان این کشور در قبال قدس  او را در برابر تیغ انتقادات تندروهای اسلامی قرار دهد، به نظر می رسد تنها در این میان ایران است که مانند شکارچی خیز برداشته در دشت ،با حوصله شرایط را به نظاره نشسته و آنگونه که ایلنور چویک مشاور اردوغان و تحلیلگر سرشناس ترکیه می گوید نان ایرانی ها فعلا چرب شده و هر قدمی که ترامپ بر می دارد موجب قدرتمند تر شدن ایران  در منطقه می شود.

با ابن همه نباید فراموش کرد که خاورمیانه محل ظهور حوادث پیش بینی نشده است و هر لحظه اتفاقی خرد می تواند واقعه ای کلان را رقم بزند از این دیدگاه آن کشوری که بتواند از دل حادثه ها فرصت ها را شکار کند همچنان قادر به حفظ هژمونی خود در این منطقه پر آشوب خواهد بود  با این همه به نظر می رسد با اختلافات رو به رشد در میان سازمان همکاری های اسلامی قدس و دیگر تحولات منطقه بیش از آنکه دغدغه رهبران و دولت های اسلامی باشد بهانه ای برای یارگیری در جهت حفظ حوزه نفوذ خود باشد.

 


نظرات بسته است.

مطالب دیگر