دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶

بخش:
سیاسی - گزارش






دماوند: وقتی حسن روحانی در بهار سال ۹۲ وارد کارزار انتخاباتی شد، “اصلاح طلبان حکومتی” در موضع دفاعی قرار داشتند، برای آن‏ها چاره ای  نبود جز این که به ریسمان “هاشمی رفسنجانی” چنگ بزنند زیرا به نوعی بن بست در درون حاکمیت رسیده بودند. حوادث انتخابات ۸۸ از عمده ترین عوامل به حاشیه راندن اصلاح طلبان بود.

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ رفسنجانی از روحانی حمایت کرد و گروه های اصلاح طلب از روحانی به عنوان کاتالیزور استفاده کردند تا به وسیله ی او، بار دیگر به حوزه ی قدرت نفوذ کنند.  از نظر آن‏ها این نفوذ باید به آرامی و با احتیاط صورت می گرفت و به همین دلیل بخشی از اصلاح طلبانی که در سال ۸۸ روانه زندان شده بودند، فضا را به عناصری میانه رو داده و خود سکوت کردند اما این تاکتیک با شکست مواجه شد.

روحانی از میان عناصر اصلاح طلب  چند نفری را غربال کرد و فقط چند چهره “بی خطر” را وارد کابینه کرد. “معصومه ابتکار”، “اسحاق جهانگیری” یا “علی ربیعی”، عناصری مطلوب و فعال در عرصه ی به قدرت رساندن اصلاح طلبان نبودند؛ آن‏ها بیش از آن که به منافع گروهی و جناحی خود بیاندیشند، به منافع شخصی نگاه داشتند. در همین راستا دولت روحانی، نه تنها موفق نشد که چند تشکل اصلاح طلب “مردود شده” از سوی خامنه ای، مانند “حزب مشارکت” و “سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی” را به صحنه بیاورد، بلکه به وعده ی خود در رابطه با رفع حصر “موسوی”، “رهنورد” و “کروبی” هم عمل نکرد و قدرتی هم برای این کار نداشت.

اندکی پس از پیروزی روحانی، مواضع اعضای کابینه ی او نشان داد که اصولا چشم انداز روشنی در تعامل با اصلاح طلبان وجود ندارد. مرگ هاشمی رفسنجانی در دی ماه سال گذشته، چالشی سنگین برای اصلاح طلبان بود. روحانی درست پس از مرگ رفسنجانی، از انتقادات لفظی علیه سپاه پاسداران دوری جست و به جناح مقابل نزدیک شد.

از اواسط دوره اول دولت روحانی بود که اصطلاح “رحم اجاره ای” از سوی اصلاح طلبان در مورد دولت روحانی مطرح شد. این تفکر در روز ۱۶ آذر سال جاری  و هم زمان با روز “دانشجو” به اوج خود رسید. در مراسمی که به همین مناسبت، در دانشگاه بهشتی برگزار شد، “علی شکوری راد” از چهره های نزدیک به “محمد خاتمی” و دبیر کل “حزب اتحاد ملت”، صریحا گفت: “روحانی کاندیدای مطلوب اصلاح طلبان نبود، کاندیدای ما در حصر است و ممنوع التصویر می باشد.” در همان روز “محمدرضا خاتمی” دبیر کل حزب منحل شده “مشارکت” در دانشگاه تهران، از دولت روحانی به خاطر ستاره دار شدن دانشجویان، انتقاد سختی کرد. این دو حرکت نشان داد که در دوره دوم ریاست جمهوری حسن روحانی، مساله ی موسوم به “عبور از روحانی” جدی بوده و جناح اصلاح طلب، دیگر نمی تواند امیدی برای ورود به ساختار دولتی داشته باشد.

خبرگزاری “تسنیم” که نزدیک به سپاه “قدس” است در مورد رابطه ی اصلاح طلبان با دولت روحانی، نوشت: “در نگاهی به روابط اصلاح طلبان با دولت یازدهم و دوازدهم، طی چند سال گذشته، همواره مدل “هزینه و فایده” حاکم بوده و هر گاه در این روابط، هزینه برای جریان اصلاحات بیشتر از فایده شده، روحانی و دولتش، به باد انتقاد گرفته شده اند.” چنین تحلیلی از نگاه بی طرفانه، به مناسبات درونی جمهوری اسلامی، دور از واقعیت نیست.

با فاصله گرفتن اصلاح طلبان با روحانی، رفته رفته ماه عسل اصلاح طلبان با دولت روحانی پایان می گیرد و خلاء نبود رفسنجانی برای این جناح، ملموس تر خواهد شد. در همین رابطه “علی تاجر نیا” یکی از چهره های اصلاح طلب نیز پرده ها را بیشتر کنار زد و گفت: “روحانی تلاش می کند تعاملش با حاکمیت به گونه ای باشد که در عرصه قدرت حضور داشته باشد. این مساله اگر توام با همراهی مردم و محبوبیت در بین افکار عمومی باشد، بهتر است؛ واقعیت این است که نوع مواجه ای که آقای روحانی بعد از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری انجام داد، نشان می دهد که رضایت موثرین در قدرت، از اهمیت بالاتری نسبت به رضایت مردم برخوردار است.” این عضو فعال جناح اصلاح طلب با این گونه سخن گفتن، نشان می دهد که نبض افکار سیاسی جامعه را نمی داند؛ گویی اصلاح طلبان هم چنان در یک فضای در بسته که به فضای مصنوعی سال های ۷۶ و ۷۷ شبیه است، متوقف مانده اند.

اکنون سال هاست که “اصلاح طلبان” جایگاهی در بین مردم ندارند و اگر در برنامه های انتخاباتی نیز توفیقی به دست می آورند، به دلیل فقدان فعالیت و حضور احزاب ملی و سازمان های مستقل و غیر حکومتی بوده و نه به دلیل وجود محبوبیت جناحی که ۸ سال قدرت اجرایی و قوه مقننه را در دست داشته است.

نکته دیگر وجود “محمود واعظی” به عنوان رییس دفتر روحانی است. واعظی اکنون با اصلاح طلبان وارد یک چالش جدی شده و ظاهرا در این نقش خود موفق عمل کرده است.

“شکوری راد” در این رابطه می گوید: “هر چند که آقای واعظی جلوی ارتباط ما را با دفتر رییس جمهور را بسته و جهانگیری را می خواهد محدود کند اما شرایط ما رو به جلو و رو به بهبود است.” او البته توضیح بیشتری نمی دهد؛ اما پیش بینی می شود که اصلاح طلبان به دوره ی پس از خامنه ای بیشتر از امروز امیدوارند. با این حال شایعه حذف “اسحاق جهانگیری” نیز به عنوان مهم‏ترین عضو وابسته به اصلاح طلبان در دولت روحانی، قوت گرفته و بعضی گمانه زنی ها، حاکی بر این است که اصلاح طلبان راغب هستند که  جهانگیری از دولت جدا شده تا  بتوانند در انتخابات آینده او را وارد صحنه کنند.

در رابطه با موقعیت معاون اول روحانی، “محمدرضا باهنر” نماینده پیشین مجلس نیز تصریح کرد: “اختیارات آقای جهانگیری در عمل و نه در احکام رسمی کم شده و با وجود معاونت اقتصادی و دستیار اقتصادی  رییس‌جمهور، آقایان نهاوندیان و نیلی، به نظر می ‌رسد اختیارات آقای جهانگیری کمتر شده است.”

دولت دوم حسن روحانی در حالی از برنامه های اصلاح طلبان دور می شود که جناح نزدیک به خامنه ای موسوم به “اصولگرایان” نیز نگاه خوشایندی به دولت ندارد.

اکنون که توافق “برجام” در بُعد بین المللی، نتوانسته ارمغانی برای جمهوری اسلامی و مردم ایران به همراه بیاورد، بود و نبود چند اصلاح طلب در دولت، هیچ تفاوتی در حمایت این جناح از روحانی ندارد.

ادبیات روزنامه های متمایل به دولت که خود را در طیف اصلاح طلبان قرار داده اند، به سمت انتقاد از عملکرد وزارت خانه ها پیش می رود و مواضع مجلس شورای اسلامی نیز که در ابتدا در جهت حمایت از روحانی بود، به سمت استیضاح تعدادی از وزرا قرار دارد، چنین شکافی می تواند نشانه ای دیگر از تزلزل ساختاری در حکومت، تلقی شود.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر