یادگار فرداد

دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۶

بخش:
اجتماعی - یادداشت‌ها






بخش دوم. سومری‌ها (۳)

 

ادبیات، اندیشه و فلسفه

در بررسی داستان‌های حماسی سومری و مقایسه‌ی آن‌ها با حماسه‌های یونانی، هندی و توتنی (نژاد قدیمی ژرمن) برخی تفاوت‌ها به چشم می‌آیند مانند مقطع بودن روایت‌ها بدون هیچ کوششی برای بهم پیوستن آن‌ها و پدید آوردن یک واحد مستقل. موتیف‌ها نیز بسیار متفاوتند و دارای حرکت‌های بیانی مانند شخصیت‌های ایلیاد و ادیسه نیستند. زنانِ میرا بندرت در ادبیات حماسی سومری حضور دارند، درحالیکه حضورشان در ادبیات حماسی هندواروپایی بسیار چشمگیر است. (Kramer 184-185) اما از طرفی آنچه در ادبیات سومری به چشم می‌آید تکرار است یا چیزی شبیه ترجیع‌بندی در ادبیات فارسی. این تکرار تنها گستره‌ی زبان را دربرنمی‌گیرد بلکه به موتیف‌ها نیز مربوط می‌شود مانند تکرار داستان خوردن گیاهی که ممنوع است و نباید خورد که شاید اهمیت تکرار آن را بتوان در اهمیت و رشد کشاورزی در آن دوران دانست. از دیگر موتیف‌ها می‌توان به ربوده‌شدن ایزدبانوها (مانند ارشکیگل) و ایجاد کشمکش میان خدایان برای بازپس گرفتن‌ آ‌ن‌ها و اژدهاکُشی نیز اشاره کرد.

از سومری‌ها دانش فلسفه‌ی منظمی مانند آنچه نزد یونانیان می‌بینیم بجا نمانده‌است. اما می‌توانیم از خلالِ متون ادبی و حماسی و اسطوره‌ای و مذهبی به شیوه‌ی اندیشه‌ورزیشان پی ببریم. الاهیون سومر قائل به وجود گروهی از خدایان با صورتی انسانی و سیرتی برتر از او بودند که آن‌ها را هرگز به چشم ندیده بودند. اداره‌ی امور جهان چنان پیچیده بود که در نگاه آنان اگر خدا مانند انسان میرا بود، جهان پس از مرگش دچار هرج و مرج می‌گشت، از این‌رو ایزدی نامیرا به نام «دینگیر» به اداره‌ی امور مشغول بود. خدایان یا آفریننده بودند و یا ناآفریننده که برخاسته از نگرش آن‌ها نسبت به جهان بود: عالم هستی بر چهار جزء استوار بود، زمین، آسمان، دریا و هوا. خدایان آفریننده به کار این چهار جزء بودند. آنچه در این راستا در مطالعات زنان جالب است دیدگاه سومری‌ها درباره‌ی چگونگی تکوین عالم است که در آن قائل به وجود دریایی به نام «دریای اولیه» هستند. کریمر در الواح سومری، پس از ترجمه‌ی آغاز حماسه‌ی گیلگمش دست به تجزیه و تحلیل متن می‌زند و به این نتیجه می‌رسد که:

در لوحه‌ای که نام خدایان سومری بر آن منقوش است، نام ایزدبانو نمو را باعلاماتی که نشان‌دهنده‌ی لغت «دریای اولیه» است نگاشته‌اند. در همین لوحه او را به عنوان «مادری که زمین و آسمان را زایید» معرفی کرده‌اند. در این‌صورت به نظر سومریان زمین و آسمان را «دریای اولیه» آفریده‌‌است. … آن (آسمان) نر بود و کی (زمین) ماده. از آمیزش این دو انلیل (خدای هوا) پدید آمد. انلیل (خدای هوا) آسمان را از زمین جدا ساخت، پدرش، آن، آسمان را همراه برد و انلیل مادر خود، زمین، را تصاحب کرد. اتحاد و پیوستگی انلیل با مادرش صحنه را برای پیدایش گیتی فراهم کرد. پس انسان و حیوان و گیاه آفریده شدند و مدنیت پا به عرصه‌ی وجود نهاد. (کریمر ۷۰)

 

از این تحلیل چنین برمی‌آید که سومری‌ها ”محرک اولیه” یا همان «دریای اولیه» را به شمایل زن می‌دیدند که خود نشان از اهمیت زن و زایش در نگاه آنان است و نیز پیدایش انسان و حیوان و گیاه مرهون آمیزش انلیل با مادرش، زمین، است. خدای هوا یا انلیل در میان چهار خدای برجسته در اندیشه‌ی سومری سرآمد بود چنانکه از او بعنوان خدایی مهربان و پدری دلسوز یاد می‌شد. از میان این چهار خدای اصلی اما تنها یکی زن بود: ایزدبانوی مادر نین‌خورسگ (Ninhursag) یا نین‌مَخ (به معنای بانوی گزیده) است که نقش بسزایی در آفرینش انسان دارد و مادر همه‌ی جانداران زمین است. درابتدا این ایزدبانو به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار بود بطوریکه نام او همواره پیش از نام اِنکی (Enki)، خدای آب و خدای حکمت، می‌آمد. انکی شیفته‌ی زیبایی ایننه، ملکه‌ی آسمان و ایزدبانوی عشق، گشت و پس از باده‌گزاری با وی تمامیِ قوانین مقدس را که سومری‌ها ”می” می‌نامیدند و اساس تمدن بشری بود به او بخشید و ایننه این قوانین را با خود به شهر اِرِک ‌برد. اگرچه هوشیاریِ پس از مستی او را واداشت که رأی خود بازپس گیرد اما درنهایت ایننه پیروزمندانه با قوانین تمدنِ بشری پا به اِرِک گذاشت. اسطوره‌ی دیگری معروف به «نین‌خورسگ و انکی» وجود دارد که پژوهشگران آن را سرچشمه‌ی داستان «میوه‌ی ممنوع» در ادیان سامی می‌دانند:

ایزدبانو نین‌خورسگ در این فردوس هشت نوع گیاه می‌رویاند. روییدن گیاهان پس از یک رشته اعمال پیچیده و مبهم با دخالت سه نسل از خدایان انجام می‌یابد که همه زاده‌ی خدای آب سومری هستند. … آنگاه انکی به قصد چشیدن این گیاهان عجیب، از پیک دوروی خود ایسیمود می‌خواهد که به ترتیب آن‌ها را بچیند و به او بدهد. انکی به نوبت گیاهان را می‌خورد. ولی نین‌خورسگ از ماجرا آگاه می‌شود و سخت خشمگین می‌گردد و بر انکی نفرین مرگ می‌فرستد و برای اینکه از تصمیم خود عدول نکند و از خشم بازنیاید، از میان جمع خدایان ناپدید می‌شود.

حال انکی به وخامت می‌گراید و هشت عضو از اعضای تنش رنجور می‌شوند. چون انکی مشرف به مرگ می‌گردد، خدایان از فرط غم و اندوه به خاک می‌نشینند. انلیل، خدای هوا و پادشاه خدایان سومر نیز نمی‌تواند کاری انجام دهد. در این هنگام روباه به سخن می‌آید و … نین‌خورسگ را از نهانگاهش بیرون می‌کشد. … خدای مادر به گروه خدایان می‌پیوندد و خدای آب را از مرگ حتمی نجات می‌دهد. (کریمر ۱۲۲)

 

در داستان «میوه‌ی ممنوع» نیز آنچه نباید خورده شود، خورده می‌شود و خشم خداوند را برمی‌انگیزد با این تفاوت که در این روایت، با ایزدبانو روبرو هستیم و گناه از آنِ خدای آب‌ است که هیأتی مردانه دارد. نکته‌ی جالب‌تر آن است که حتا انلیل که سرور خدایان است هم قدرت رویارویی با این بلای آسمانی را ندارد. یعنی اگرچه عناصر این دو داستان دارای تشابه هستند اما در نگاه فمینستی خدایان زن و مرد و آن که گناه نخستین را مرتکب می‌شود وزن برابری ندارند. حتا خداوند ناظر بر دیگر خدایان، انلیل، هم توان تأثیرگذاری بر ایزدبانوی مادر زمین را ندارد. روباه، نمادی از حقه سوار کردن است برای بیرون کشیدن این ایزدبانو از نهانگاه خود که با تصویر رایجِ فریبکاری زنان جوردرنمی‌آید. حتا در داستان انکی و ایننه که پیشتر آمد، ایننه به قصد فریب انکی که خدای حکمت است راهی نمی‌شود بلکه با راستکاری می‌خواهد که از انکی قوانین تمدن بشری را درخواست کند. این انکی است که شیفته‌ی زیبایی او می‌شود و پیش از رسیدن وی فرمان فراهم‌آوری مجلس باده‌گزاری با ایننه را می‌دهد. البته در تشابه اسطوره‌ی «نین‌خورسگ و انکی» و داستان «میوه‌ی ممنوع» نکات بسیاری (مانند مکان بهشت سومریان در دیلمون واقع در جنوب‌غربی ایران موسوم به سرزمین زندگان و قرارگاه مردان جاوید که همان بهشت موعود توصیفی در تورات است و شاید به عبارتی همان وَرِ جمشید در میانه‌ی پارس) وجود دارد که در اینجا تنها به نکات قابل‌توجه در بررسی وضعیت زنان قابل پرداخته‌ایم.

داستان دیگری نیز در دل اسطوره‌ی «نین‌خورسگ و انکی» و جود دارد که می‌تواند خاستگاه داستان آفرینش زن از دنده‌ی آدم در تورات باشد. همانطورکه در نقل‌قول آمده، هشت جای بدن انکی رنجور شد که یکی دنده‌ی او بود و هنگام رودررویی ایننه با انکی در متن اصلی آمده:

«از چه رنج می‌بری برادر؟»

«دنده‌ام مرا رنج می‌دهد.»

«نین‌تی را بخاطر تو زادم. یعنی بانوی دنده یا بانوی حیات‌بخش.» (کریمر ۱۲۷)

 

نین‌تی درحقیقت خدایی بود که برای پرستاری این عضو رنجورِ انکی آفریده شد که نامش هردو معنای «بانوی دنده» و «بانوی حیات‌بخش» را درخود دارد. در اسطوره‌ی دیگری که مربوط به اژدهاکُشیِ نینورتا، خدای بادهای جنوبی و فرزند نین‌خورسگ، است ایزدبانو نین‌مخ  سنگ‌هایی را که در خدمت دشمن فرزندش بودند نفرین و سنگ‌هایی را که در خدمت نینورتا بودند آفرین می‌گوید ازآن دست که نفرین و آفرین یعقوب را به خاطر می‌آورد با این تفاوت که او یک زن است.  

از دیگر اسطوره‌‌ها همچنین داستان فرورفتن ایننه، ایزدبانوی عشق، به دنیای مردگان و بازآمدن است که با افسانه‌ی سامی فرود ایشتر به جهان زیرین مشابهت دارد. در این اسطوره، ایننه ملکه‌ی جهان برین در اندیشه‌ی جهان زیرین شد و به دنیای بی‌بازگشت قدم نهاد و درنهایت به کمک انکی جان دوباره یافت اما باید قربانی می‌داد که آن قربانی شوهرش، دوموزی، بود که در بازخوانی فمینستی جای بررسی دارد. در انتها نگاهی به کهن‌ترین ترانه‌ی عاشقانه‌ي جهان می‌اندازیم که برای یک زن و مرد معمولی سروده نشده، بلکه درباره‌ی پادشاه سومر و عروسش است که شاید بایستی در مراسم آیینی ازدواج آن‌ها خوانده می‌شده‌است. نکته‌ی جالب این غزل عاشقانه آن است که در آن زن به معشوق مرد خود ابراز عشق می‌کند:

«ای داماد، محبوب دل من،

زیبایی تو بی‌مانند است و تو در نزد من شیرین‌تر از انگبینی،

ای شیر، محبوب دل من،

زیبایی بی‌مانندت چون عسل شیرین است.

…. » (کریمر ۱۹۴)

 

توضیح عکس: پیکره‌ی نین‌خورسگ، هزاره‌ی سوم پیش از میلاد، موزه‌ برلین

کتابنامه

کریمر, ساموئل،. الواح سومری.مترجم داوود، رسائی. چاپ سوم. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی, ۱۳۸۵.

یاحقی, محمدجعفر،. فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها. چاپ دوم. تهران: فرهنگ معاصر, ۱۳۸۸.

Kramer, Samuel Noah. The Sumerians. Chicago & London: The University of Chicago Press, 1963.

 


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.

مطالب دیگر