امیررضا امیربختیار

یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶

بخش:
یادداشت‌ها






در جلسات ماهیانه حزب ایران که معمولاً در منزل مرحوم مهندس علیقلی بیانی برگزار میشد و من به همراه زنده یاد مهندس نظام الدین موحد دبیر کل وقت حزب در این جلسات شرکت می کردم شخصیت های مختلفی از زنده یادان دکتر خسرو سعیدی، جمال اسکویی، تیمسار سرلشکر بازنشسته ناصر فربد، دکتر باقر قدیری اصل … شرکت می کردند.

در حاشیه یکی از همین جلسات بود که برای نخستین بار با نام مهندس حمید ذوالنور از زبان مهندس نظام الدین موحد آشنا شدم.  نام ایشان را گاهی به مناسبت های مختلف در دیدار های خصوصی که با دیگر اعضای حزب خصوصاً زنده یاد دکتر خسرو سعیدی داشتم به کرات شنیدم و همیشه مشتاق به دیدار او بودم.

زنده یاد دکتر خسرو سعیدی که همچون مهندس حمید ذوالنور از زمان دانشجویی با دکتر بختیار پیوند عمیقی برقرار کرده بودند مجموعه ای تحت عوان ” مرغ طوفان” در مورد شاپور بختیار تهیه کرده بود که به سبب اینکه نمی توانست با نام خود منتشر کند با نام مستعار توسط ذوالنور منتشر کرده بود. چهره او را بخاطر می آورم که به چه میزان از انجام این کار شادمان بود.

پس از اقامت در فرانسه از نخستین افرادی که با من تماس گرفت زنده یاد حمید ذوالنور بود که در دراگاستور شانزه لیزه قراری گذاشتیم و با روی باز از شرایط پاریس و موقعیت حزب در خارج از کشور و عضو دیگر حزب ایران آقای رحیم شریفی گفت و من گوش کردم.

این دیدارها گاهی تکرار شد و چند باری سعی کردیم در جلسات سه نفره ای که به همراه مهندس ذوالنور و رحیم شریفی داشتیم کمیته پاریس حزب را تشکیل بدهیم که متاسفانه به دلیل بیماری ذوالنور ممکن نشد.

امروز ذوالنور نیز همچون  بسیاری از یاران دمکرات ایران دوست اش در حزب ایران در کنار ما نیست اما یاد و راهش همواره همراه من خواهد بود.


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.