یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶

بخش:
گزارش






شانزده آذر؛ هواخواهی دکتر مصدق یا اعتراض به آمریکا؟

 مازیار بهرامی_ عجیب نیست هر گاه صحبت از «تاریخچه روز دانشجو» به میان می آید، زود ذهن ها به سمت شانزدهم آذر سال ۳۲ یعنی خواستگاه تاریخی این مناسبت تاریخی پرتاب شود. امّا در « شانزده آذر» های بعد از سال ۳۲ تا وقوع انقلاب ۵۷، دانشجویان چگونه این مناسبت را گرامی داشتند؟ این پرسشی است که کمتر به آن پاسخ گفته شده است.

نخست تکلیف خود را باید با یک سوء تفاهم روشن کنیم؛ در روایت مسلط از حادثه ۱۶ آذر ۳۲، سفر مقامات دولت آمریکا به عنوان یکی از حامیان اصلی کودتای ۲۸ مرداد به تهران، به عنوان دلیل اصلی این رویداد مطرح می شود.

گفته می شود اعتراض دانشجویان به سفر ریچارد نیکسون معاون «آیزنهاور» رئیس جمهور وقت آمریکا به تهران، ورود غیر قانونی نیروهای نظامی به صحن دانشکده فنی دانشگاه تهران و کلاس درس دکتر شمس از اساتید این دانشگاه را موجب شد.

در هجوم دانشجویان برای خروج فوری از ساختمان دانشکده، یکی از دانشجویان با نام مصطفی بزرگ نیا هدف شلیک سه گلوله نظامیان قرار گرفت و در دم جان سپرد. او چند لحظه قبل در میان همهمه ها، فریاد زده بود، « دست نظامیامیان از دانشگاه کوتاه» و همین فریاد طومار عمرش را در هم پیچید.

نظامیان که از صبح آن روز از هوا و زمین به دانشگاه تهران وارد شده بودند، بی درنگ “مهدی شریعت رضوی”  را هدف گلوله قرار دادند. “مهدی” با شلیک نخستین گلوله کشته نشد ولی مهاجمان هم از گرفتن جان او دست برنداشتند؛ در حالی که او روی زمین افتاده بود با گلوله بعدی جان سپرد و شد دومین « آذر اهورایی» شانزدهم آذر سال ۳۲ که بیش از نیم قرن، موتور جنبش اعتراضی دانشجویان علیه استبداد را فراهم ساخت.

با به رگبار بسته شدن احمد قندچی، خاطره تجاوز وحشیانه رژیم کودتاگر به صحن دانشگاه که تا آن روز چکمه های نظامیان را بر زمین خود ندیده بود تکمیل شد.

حال آن که اعتراض به سفر نیکسون به تهران دلیل فرعی شعله ور شدن آتش اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران بود. آغاز محاکمه دکتر محمد مصدق آن هم در دادگاهی نظامی، زمینه قبلی نا آرامی ها در فضای دانشگاه را فراهم کرد.

در کنار این موضوع، تحرکات رژیم شاه برای از سرگیری مناسبات با دولت بریتانیا به عنوان بال دیگر یا شاید بال اصلی برنامه ریزی کودتا علیه دولت محمد مصدق خشم دانشجویان علیه رژیم را تکمیل کرد.

شاید محدود کردن عوامل بروز حادثه شانزدهم آذر سال ۳۲ به ورود نیکسون به تهران را بتوان از چشم تاریخ نویسی تحریف شده جمهوری اسلامی دانست.

خشم همیشگی این حکومت نسبت به دکتر مصدق و محبوبیت تاریخی او باعث شده اعتراض دانشجویان تنها به سفر نیکسون به تهران خلاصه شود.

به هر روی امّا جنبش دانشجویی ایران در سالهای بعد از کودتای ۲۸ مرداد و تا پیش از وقوع انقلاب ۵۷، به شکلهای مختلف تلاش کرد سالگرد به رگبار بستن « سه یار دبستانی» خود را گرامی بدارد.

در فاصله سالهای ۳۳ تا آخر دهه سی شمسی رابطه جنبش دانشجویی با جبهه ملی ایران بیش از پیش تقویت شد. در این دوره به دلیل خفقان حاکم بر فضای سیاسی کشور، تشکیلات جبهه ملی برای وارد شدن آسیب کمتر به این جنبش، فعالیت آن را به سمت «اعتراضات صنفی» هدایت کرد.

در سال تحصیلی ۳۸-۱۳۳۷، در دانشگاه‌های ایران ۱۴ هزار دانشجو نام‌نویسی کردند.

اقدام مهم دانشجویان دانشگاه تهران در این سال، برپائی «کمیته موقت»، در جهت هماهنگ کردن فعالیت‌های صنفی ـ سیاسی بود. یک سال بعد «سازمان دانشجویان دانشگاه تهران» ایجاد شد که ۶ عضو داشت.

 

شانزده آذر رسمی می شود

در اینکه برای اولین‌بار در سال۳۹، ۱۶آذر به عنوان روز دانشجو شناخته شد یا سال۴۰، محل اختلاف است. حسین شاه‌حسینی در گفت‌و‌گو با نشریه چشم‌انداز ایران می‌گوید: «نهضت مقاومت ملی تصمیم گرفت که یاد این سه‌شهید را در شانزدهم آذرماه هر سال گرامی بدارد؛ ولی متاسفانه شرایط سیاسی به نحوی بود که تا پیش از سال۱۳۳۹ به مشکلاتی برمی‌خورد… اولین‌بار در سال۱۳۳۹ که خانم پروانه فروهر سخنرانی کرد، سکوت دانشگاه شکسته شد و رسما شانزدهم‌آذر روز دانشجو نامیده شد.»
 

پیش از آن یک بار در سال قبل، دانشجویان برای نخستین بار بعد از کودتا دانشجویان بر آن شدند تا سالگرد ۱۶ آذر برگزار کنند. اعلامیه «کمیته دانشجویان» در این رابطه سخت گویا و بیانگر روح زمانه است. دانشجویان در فراخوان خود، به یأس حاکم از پس کودتا اشاره کردند و نوشتند: «آتش پیکار در زیر انبوه خاکستر استبداد و خیانت، شعله و گرمی خود را از دست می‌داد… سکوت و سیاهی چنان بود که به آسانی می‌شد باور کرد که همه چیز پایان گرفت و خاکستر شد… دیگر نمی‌شود کاری کرد… مُشت که با درفش نمی‌جنگد… این جمله‌ها بر زبان‌ها جاری بود. کودتاچیان به مزدوری اجانب رفته بودند». این بیانیه با لحنی حماسی دانشجویان را این گونه به شرکت در مراسم شانزدهم آذر دعوت می کند: «ای دانشجو… تو باید در تظاهراتی که به مناسبت ۱۶ آذر برپا می‌شود، شرکت کنی. شرکت در این مراسم دفاع از تمام ارزش‌ها و آرمان‌های انسانی است، اظهار انزجار نسبت به تجاوز به حریم دانشگاه است. اظهار نفرت از آدم‌کُشی در کلاس درس است…» (اعلامیه کمیته دانشجویان، به مناسبت ۱۶ آذر ۱۳۳۸).

در سال ۱۳۳۹ با تشکیل جبهه ملی دوم و از آنجا که شاه در پیام رادیوئی، شعار انتخابات آزاد را داده بود، ملیون نیز تصمیم به مشارکت گرفتند. بدین مناسبت اجتماعات گوناگونی شکل گرفت و جنبش دانشجوئی را بار دیگر، در جهت آزادی انتخابات به حرکت آورد. با همین مقدمه مراسم ۱۶ آذر سال ۳۹ پر شکوه تر از سالهای قبل برگزار شد.

اما برخلاف قول و قرارها، دولت از پذیرفتن نامزدهای انتخاباتی جبهه ملی و حزب ایران خودداری کرد، آرا قلابی را به صندوق‌ها ریخت و

قوای پلیس به محاصره دانشگاه برآمد و تا سه روز از رسانیدن غذا به دانشجویان، جلوگرفت.

دهه ۴۰؛ افول بزرگداشت شانزدهم آذر

به‌دنبال اوج‌گرفتن قدرت دربار، مراسم‌های ۱۶آذر دهه ٤٠مجدد افول می‌کند و جنبش‌های زیرزمینی نضج می‌گیرد؛ هرچند حوادثی همچون مرگ مشکوک غلامرضا تختی زمینه اعتراضات دانشجویی می‌شد به‌طوری که مراسم ۱۶آذر۴۶ بیشتر اختصاص پیدا کرد به درگذشت مرحوم تختی که دانشجویان به نوعی مرگ او را به رژیم نسبت می‌دادند.
در ۱۶آذر سال۴۷، مجدد حجم تجمعات بسیار محدود می‌شود و حتی بعضی کلاس‌ها در این روز برگزار می‌شود و دیگر خبری از تعطیلی کلاس‌ها و دانشگاه نیست و گفته می‌شد این اولین‌بار است که در روز ۱۶آذر بعد از سال۳۹ و ۴۰، در دانشکده فنی کلاس تشکیل می‌شود.

تا ابتدای سال۴۸ که طرح انتخاب نمایندگان دانشجویان از طرف مسوولان دانشگاه اعلام شد، دانشجویان نیز اعلام کردند ما نمایندگانی را که وظیفه‌شان شرکت در مراسم تاج‏گذاری و وسیله تبلیغاتی باشند، نمی‌خواهیم. اما مسوولان دانشگاه پذیرفته بودند که نمایندگان وظیفه‌شان در رابطه با مسایل دانشکده و مشکلات صنفی باشد و تنها با مسوولان دانشگاه در رابطه خواهند بود و در بیرون از دانشگاه نقشی نخواهند داشت.

 

پس از این توافقات در اکثر دانشکده‌های دانشگاه تهران و سپس در بقیه دانشگاه‌ها، انتخابات اجرا شد. این انجمن‌ها خیلی زود به ارگان سازمان‌دهنده فعالیت‌های علنی و اعتراضات دانشجویی تبدیل شده و تا سال‌های اول دهه۵۰ نقش خود را حفظ کردند. این انجمن‌ها با برگزاری مراسم ۱۶آذر سال۴۸ وجهه‌ای سیاسی یافتند و در اکثر دانشکده‌های دانشگاه تهران و سایر دانشگاه‌ها کلاس‌ها را باز در سالگرد روز دانشجو به تعطیلی کشاندند و در برخی دانشکده‌ها تظاهراتی کوتاه‌مدت برگزار کردند.

در سال۴۹ اعتراضات دانشجویی در روز ۱۶آذر ابعاد گسترده‌تری یافت و همه دانشگاه‌ها را دربر گرفت. در جریان تظاهرات که به خیابان‌ها نیز کشیده شد، تعدادی از دانشجویان دستگیر شدند. تظاهرات برای آزادی زندانیان سیاسی ادامه پیدا کرد تا اینکه ساواک اکثر دستگیرشدگان را آزاد کرد.

۱۶آذر سال۵۰ مثل سال۴۹ همه دانشگاه‌ها تعطیل و به صحنه تظاهرات تبدیل شد. تعطیلی دانشگاه‌ها و تظاهرات ۱۶آذر سال۵۰ کوتاه‌تر از سال۴۹ بود با این تفاوت که به‌دلیل حضور گارد در دانشگاه تظاهرات از‌‌ همان ابتدا به درگیری و جنگ و گریز با گارد انجامیده و شعار‌ها تندتر از گذشته شده بود. ۱۶آذر سال۵۱ هم در ابعادی وسیع‌تر از سال۴۹ برگزار شده بود.

تظاهرات دانشجویان به درگیری با گارد دانشگاه منجر و تعدادی از دانشجویان دستگیر شدند؛ تعطیلی دانشگاه و تظاهرات تا آزادی کامل دستگیر‌شدگان ادامه یافت. مراسم‌های ۱۶آذر در سال‌های بعد، گرچه گسترده است اما بسیاری از فعالان دانشجویی به خاطر فعالیت‌های زیر زمینی، مخفیانه مبارزه می‌کردند.


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.

مطالب دیگر