پنج شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶

بخش:
خبر - سیاسی






ناخدا هوشنگ صمدی به مناسبت هفتم آذر-روز نیروی دریایی ارتش- در گفتگویی با روزنامه قانون، به تشریح جزییاتی از ماجرای اعدام مقامات ارتش در خوزستان،کودتای نوژه و سقوط باورنکردنی هواپیمای سران ارتش و سپاه در سال۱۳۵۹* پرداخته است. گفتگویی که در ۴۸ ساعت گذشته منجر به واکنشهایی در بین مقامات ایران شده است. بخش‌هایی از این گفتگو را در ادامه می خوانید

«شما در گفت‌وگویی اعلام کرده بودید که در زمان مسئولیت محمدغرضی به عنوان استاندار، ۱۹ نفر از ارتشیان را در میدان صبحگاه اعدام کردند ولی تکذیب شد. در این‌باره توضیحی دارید؟

در ابتدا این موضوع را اعلام کنم که نوژه یا نقاب، کودتا نبود و آن کودتا یک اقدام ساختگی بود. زیرا کودتا باید در پایتخت انجام می‌شد ولی چرا از خوزستان باید به تهران می‌آمدند و چه کارآمدی داشت؟ دشمن این کار را کرد تا لشکر ۹۲ زرهی اهواز و پایگاه شکاری دزفول را از کار بیندازد. چند نفرخود فروخته این اقدام را انجام دادند و در نهایت نیز دیدید که توسط نیروهای ارتشی این اقدام افشا شد. در همان زمان سه فرمانده نظامی خوزستان عوض شد. شهید جهان آرا که دوست عزیز من بود، فرمانده منطقه سوم دریایی خرمشهر، شمخانی فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز و یک فرد دیگری که ۱۶ سال و نیم داشت به سمت فرماندهی پایگاه چهارم دزفول انتخاب شدند. آیا این افراد توانایی اداره این واحدها را داشتند و آیا واحد ها از این افراد تبعیت می‌کردند؟ گذشته از این موضوع، شما به عنوان استاندار خوزستان، چه جایگاهی داشتی که این افراد را عوض کردید؟ باید از ستاد ارتش در مرکز تقاضا می‌شد ولی این اتفاق صورت نگرفت. این فرد اطلاعاتش ضعیف‌بود و از جنگ هیچی نمی‌دانست و دشمن نیز از این اقدامات سوءاستفاده کرد. این اتفاقات که رخ داد باعث تضعیف دو چندان ارتش به ویژه لشکر ۹۲ زرهی شد. این لشکر با عظمت را آن‌قدر ضعیف کردند که در بولتن عراقی‌ها نوشته بود در ابتدا ی جنگ ،هشت تانک فعال داشت. من ۱مهر ۵۹ به ستاد عملیات اروند رفتم و به من گفتند که به گردان تانک بروم و تانک تحویل بگیرم. در آن‌جا مشاهده کردم که یک سروان مخابرات گردان تانک چیفتن را اداره می‌کند! این گردان باید توسط یک سرهنگ با تجربه مدیریت می‌شد. برخی فکر می‌کردند در ارتش تخصص ارزش ندارد ولی این‌گونه نبود.

پاسخی به اظهارات آقای غرضی ندارید؟

در آن زمان همان‌گونه که در گذشته گفتم، ۱۹ نفر در میدان صبحگاه اعدام شدند ولی آقای غرضی می‌گوید من اعدام نکردم و اگر صمدی سند دارد ارائه دهد! من قوه‌قضاییه نیستم که مدرک ارائه دهم. من رزمنده بودم که به چشم اعدام را دیدم و مسئولیت آن زمان با استاندار بود.

نظامی‌ها اعدام کردند؟

خیر؛ قوه‌قضاییه، دادگستری و یک دادگاه حکم را صادر کردند و اعدام نیز اجرا شد.

چه زمانی این اتفاق رخ داد؟

۴۵ روز به جنگ باقی مانده‌بود که این اقدام رخ داد.

به خاطر این روند و تصمیماتی که گرفته می شد، شما اعتراضی به مسئولان در پایتخت نکردید؟

خود مسئولان این موضوعات را می‌دانستند. ما بارها مشکلات را می‌گفتیم. در بحث مبارزه نیز ما بارها اعلام وضعیت کردیم ولی مشکلات پیش می‌آمد. یکی از هم دوره‌ای‌های من در لشکر ۲۱ حمزه ماموریت گرفت که گردانی را از راه‌آهن به سوی اهواز به حرکت دربیاورد ولی در تهران جلوی آن را به بهانه کودتا گرفتند و تیراندازی کردند. در ادامه، ارتش اطلاعیه می‌دهد و می‌گوید به پایگاه بازگردید.این اتفاق‌ها افتاده و متاسفانه برخی می‌گویند ارتش درست عمل نکرده‌است. اگر این ادعا صحت دارد صدام چگونه در روز ۷ مهر تقاضای مذاکره کرد؟ آن‌ها می‌خواستند روز هفتم جنگ، در میدان آزادی مصاحبه داشته باشند ولی در جبهه‌های شمالی، میانی وجنوبی زمین‌گیر شدند و نیروی زمینی آن‌ها را نابود کردیم؛ کجای این اقدامات، غافلگیری است؟

به نظر شما چرا برخی این ادعاها را درباره ارتش بیان می‌کنند؟

تعدادی از افراد، اطلاعاتی درباره جنگ ندارند و برخی با هدف به این اقدامات متوسل می‌شوند. در منطقه جنگ، قبل از انقلاب دو مانور زمستانی وتابستانی داشتیم و گردان تکاوران به عنوان متخصص عملیات آبی‌خاکی در این عملیات‌ها شرکت می‌کرد. نیروهای زمینی با ما در آنجا تمرین عبور از رودخانه داشتند. لشکر ۶عراق که در کارون وسلمانیه پل زد، همان‌جایی بود که ما در تدارک احداث پل بودیم که این برگرفته از آمادگی ارتش‌بود.

دشمن آن زمان به کمک ستون پنجم پل زدند ولی برخی می‌گفتند ارتش ما در آن زمان جنگ را بلد نبود! ما در بخشی از کشور خاکریزهای قبل از انقلاب را داریم ولی این افراد با دروغ گفتن هر حرفی را مطرح می‌کنند ولی کسی از‌ آن‌ها بابت اظهارات‌شان سوال هم نمی‌کند.

برای مثال یکی از افراد گفته بود که من اگر دو تا آرپی‌جی۷ داشتم خرمشهر سقوط نمی‌کرد! من۲۱۲ آرپی‌جی داشتم و ۲۱۲ اکیپ شکار تانک تشکیل دادم ولی این اتفاق افتاد. اظهاراتی بیان می‌شود که جای تامل دارد. برای مثال می‌گفتند به ما اسلحه نمی‌دهند و از قذافی پنج‌تا آرپی‌جی گرفتیم و با این سلاح‌ها تانک‌ها را در سوسنگرد زمین‌گیر کردیم و انحصار سوسنگرد از بین رفت! این ادعاها حرف‌های بی‌مبنایی است.

در دوران دفاع از خرمشهر چرا پشتیبانی نمی‌کردند؟

تجهیزات نداشتند که پشتیبانی کنند. ما درخواست آتش می‌کردیم و چشم می‌گفتند ولی دست‌شان خالی بود. دشمن از دور ما را می‌زد ولی ما تجهیزات‌مان کامل نبود و برای همین با مشکل روبه رو می‌شدیم.

۴مهر ۵۹، شلمچه را از دست دشمن گرفتیم بخشی از عراق را نیز گرفتیم و شب در آنجا خوابیدیم ولی برای ما پشتیبانی نشد و تا صبح بمباران کردند وصبح زود گردان‌های تازه نفس عراقی به ما حمله کردند. اگر توپخانه از پشت سر به من کمک می‌کرد، موفقیت‌های زیادی به دست می‌آوردیم. کل عملیات در مسجد جامع خرمشهر بود و این مسجد به ستادی برای مبارزه تبدیل شده بود. زمانی که ارتباط ما در ۲۸ مهر قطع شد، بالای مسجد نان وخرما وجود داشت که با درایت شهید جهان‌آرا در آنجا انبار شده‌بود. بعضی‌ها می‌گفتند که سپاه و ارتش با هم مشکل دارند در صورتی که این‌گونه نبود. وقتی من عصبانی می‌شدم شهید جهان‌آرا من را آرام می‌کرد.

سوالی پیش می‌آید که چگونه این نخبگانی که در جنگ تاثیرگذار بودند با یک هواپیمایی که به آن‌شکل بود به تهران فرستاده‌شدند و سقوط کرد؟

هواپیما را با موشک پدافند زدند و باعث سقوط آن شدند. در آن زمان من و یکی دیگر از فرماندهان ارشد نیز قرار بود با این هواپیما به تهران بیاییم. افضلی** فرمانده نیروی دریایی در بندر امام حضور داشت. در آن زمان افضلی آجودان خود را به فرودگاه فرستاد و گفت به رییس فرودگاه جناب سرهنگ بصیری بگویید دو جا برای من و صمدی نگهدارند چرا که قصد داریم به تهران برویم. آجودان برگشت و گفت که تعداد شهدا بسیار بوده و تنها چندجا مانده است که آن صندلی‌ها نیز به فرماندهان ارشد که قصد دارند به تهران بروند، تعلق می‌گیرد. اندکی بعد خبر رسید که C130 سقوط کرده‌است و این سبب شد تا ما شهید نشویم. گفتنی است ظهیرنژاد، از فرماندهان ارشد نیز قرار بود با آن هواپیما به تهران بیاید ولی مقصد خود را به سمت اهواز عوض کرد و شهید نشد.»

 

پ.ن:

*در اخبار سالهای گذشته از کمک خلبان این هواپیما نقل شده بود:«هواپیما در آسمان قم دچار نقص در سیستم برقی شده بود اما علیرغم این وضعیت، کادر پروازی توانسته بود هواپیما را به زمین بنشاند اما روی زمین به دلیل باز نشدن یکی از چرخ ها، هواپیما سرانجام منفجر شد.»

** ناخدا افضلی دو سال پس از این حادثه دستگیر و به اتهام عضویت در شبکه مخفی حزب توده در سال ۱۳۶۲ اعدام شد.


نظرات بسته است.

مطالب دیگر