درحالی که برخی مقامات از دستیابی به توافقی خوب در اجلاس اخیر تعیین رژیم حقوقی دریای خزر حرف می زنند برخی منتقدان از بذل و بخشش محرمانه جمهوری اسلامی در این مورد پرده برداشته اند.

هفته گذشته عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت اسبق جمهوری اسلامی در متنی که در فضای مجازی منتشر کرد، از توافق محرمانه ایران و روسیه بر سر دریای خزر خبر داد و خواستار توضیح دولتی در این زمینه شد.

این خبری بود که در فضای خبری ایران چندان به آن توجهی نشد امّا جمهوری اسلامی چه امتیازهایی می تواند در مورد حقوق ایران در دریای خزر به روسیه داده باشد؟!

مذاکرات در خصوص تعیین رژیم حقوقی دریای خزر و سهم هر کدام از ۵ کشور حاشیه این دریا از سال ۱۳۷۱ آغاز شده است.

در این مدت بر خلاف عهدنامه های قبلی میان ایران و رژیم اتحاد جماهیر شوروی، اولاً «سهم برابر» ایران و دیگر کشورها از دریای خزر نادیده گرفته شده و دوم این که روسیه حتی تعهدات خود در زمینه «غیر نظامی» نگه داشتن آن نیز وفادار نمانده است.

از آن سو نیز به موازات کاهش سهم کشور ما از ۲۰ درصد ادعایی جمهوری اسلامی به ۱۳ درصد از سوی روسیه، سهم ایران از دریای خزر چیزی بیشتر از برخی آلودگی های زیست محیطی نبوده است.

در حالی که تمام کشورهای حاشیه دریای خزر به بهره برداری از منابع نفتی و گازی از عمق این دریا دست یافته اند، جمهوری اسلامی تنها کشوری است که دستش از این بهره برداری ها کوتاه مانده است.

سهم واقعی ایران از دریای خزر چقدر است؟ چرا ایران به جای مذاکرات طولانی و بی نتیجه تعیین رژیم حقوقی این دریا با کشورهای همجوار، به طرح دعوا در مجامع حقوقی بین المللی دست نزده است؟

این پرسش ها را با داوود هرمیداس باوند کارشناس روابط بین الملل مطرح کردیم که در ادامه می خوانید:

 

آقای عبدالله رمضان زاده چند روز پیش در فضای مجازی نوشتند که دولت روحانی در اجلاس اخیر تعیین رژیم حقوقی دریای خزر امتیازهای زیادی را صورت محرمانه به طرفهای مقابل از جمله روسیه اعطا کرده است. شما فکر می کنید این امتیازها چه چیزهایی می توانند باشند؟

من اطلاعی از جرئیات این توافق محرمانه احتمالی ندارم ولی سوالم این است که برای ایران دیگر چه چیزی برای واگذار کردن باقی مانده است؟!

بر اساس تقسیم بندی که قبلاً بر سر بستر دریای خزر روس ها با قراقستان و جمهوری آذزبایجان از یک سو  و قزاقستان با ترکمنستان از سوی دیگر انجام دادند سهم ایران به خط موهوم استارا_حسین قلی محدود شده است.

اما در دولت خاتمی بر سهم بیست درصدی هر کدام از کشورهای ساحلی دریای خزر تاکید شد که از این پیشنهاد استقبال نشد و مجدداً ایران اعلام کرد که اجازه نخواهد داد در بیست درصد سهم خودش هیچ کشوری اقدامی انجام دهد.

ولی در دولت بعدی جمهوری اسلامی متکی وزیر خارجه سهم پنجاه درصدی ایران را حرف «ضد انقلاب» دانست و از سهم ۱۱ درصدی ما سخن گفت!

درباره ماهی گیری کشورهای ساحلی، روسیه پیشنهاد کرده بودند که کشورهای که بیشترین سابقه را در این زمینه دارند به سهمیه بندی بپردازند که آن هم در نهایت به این جا منجر شد که عملاً روسها بیشترین سهم را به خود اختصاص دادند.

میزان صید ماهی خاویاری «تات ماهی» هم در حالی که قبلاً به رقم ۳۸ هزار تن رسیده بود فعلاً به ۱۰۰ تن کاهش پیدا کرده است. صید بیش از حد، قاچاق خارج از فصل و سد سازی های بی رویه که اجازه ورود این ماهی ها به رودخانه ها برای تخم ریزی را نمی دهند، نسل  این ماهی ها را رو به انقراض برده  است.

گفته شده اگر برای این موضوع هم نهایتاً تا ده سال دیگر اقدامی نشود ماهی گیری از دریای خزر به کلی منتفی خواهد شد.

از نظر آلودگی های زیست محیطی هم چون کشورهای حاشیه دریای خزر کمترین مراقبتی انجام نمی دهند، این دریا به شدت در خطر است.

امّا به هر حال از نظر سهم ما از این دریا، کشورهای دیگر حاشیه آن بر سهم ۱۳ درصدی ایران توافق کردند ولی دولت همچنان بر سهم ۲۰ درصدی خود تاکید می کند.

این ۲۰ درصد کمترین حق ایران از دریای خزر است. سهم فعلی قزاقستان حدود ۲۹ درصد، آذربایجان ۱۹ درصد، روسیه ۲۳ درصد و ترکمنستان ۲۶ درصد است.

امّا درباره این که ایران آیا توانسته بر سر همان ۲۰ درصد سهم درخواستی خود با دیگر کشورها به نتیجه برسد، ظن غالب این است که جمهوری اسلامی در این زمینه هم موفق نشده است.

عملاً در حال حاضر ایران در حال استفاده از سهم ۱۳ درصدی است که دیگر کشورها برای ما در نظر گرفته اند یا همان ۲۰ درصدی که جمهوری اسلامی درخواست کرده است؟

ایران در حال حاضر همان ۲۰ درصد را در تصرف خود دارد ولی برای ثبت این مقدار به عنوان حق قانونی خود، سالهاست مذاکراتی را با جمهوری آذربایجان و ترکمنستان از سر گرفته است.

سال گذشته مسئول کمیته حل اختلاف در زمینه رژیم حقوقی دریای خزر از من دعوت کرد تا پیشنهاد خود را برای فیصله این ماجرای قدیمی مطرح کنم که من هم ارائه پرونده به مجامع حقوقی بین المللی را پیشنهاد دادم.

اگر پرونده در دیوان لاهه مطرح شود حتماً سهم ایران از بیست درصد بیشتر و شاید  تا ۲۵ و ۳۰ درصد هم افزایش پیدا کند. اصرار کشورهای درگیر در این موضوع بر اصل قرار دادن «رویّه» به جای «تعهدات قراردادی» است. ایران به دلایل نا معلوم تمایلی به طرح مسئله در دیوان ندارد.

حتی یکی از آقایان در همان جلسه به کنایه گفت یعنی همان طور که امارات متحده برای ادعا در مورد جزایر سه گانه به دیوان طرح شکایت می کند ما هم عمل کنیم؟

که بنده هم توضیح دادم هر مسئله در حقوق بین الملل ماهیت خود را دارد. ماهیت موضوع دریای خزر «حقوق قراردادها» است که ما هم قرارداد ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ را داریم. ما می توانیم بر اساس این قراردادها که اتفاقاً مبنای حقوق بین الملل هم همین قراردادها است در نهادهای حقوقی بین المللی طرح دعوا کنیم.

البته یکی از سوء تفاهم هایی که در طی این سالها در مورد سهم ایران به وجود آمده مطرح کردن ادعای سهم ۵۰ درصدی ما است. در حالی که در قرارداد ایران با شوروی به «سهم برابر» دو طرف اشاره شده است.

امّا موضوع جزایر سه گانه که جزایر ایرانی است، اختلاف ما با انگلیس بود که این کشور بر اساس یک رفتار استعماری مانع از حق حاکمیت ما بر این جزایر شده است. به دنبال خروج انگلستان از این جزایر نیز به طور طبیعی حق حاکمیت ایران در این جزایر هم به ما بازگشته است.

حتی شورای امنیت سازمان ملل هم ادعای امارات متحده عربی را از دستور خود خارج کرد. ولی اصرار مقامات ایرانی در آن جلسه این بود که مسئله دریای خزر هر چه هست باید با مذاکره حل و فصل شود!

چقدر در این سیاست جمهوری اسلامی که می گوید مسئله را به جای روش حقوقی باید با مذاکره حل کرد رابطه دولت ایران با روسیه را موثر می دانید؟ به هر حال جمهوری اسلامی با روسیه یک رابطه شبه استعماری دارد. یعنی رفتار روسیه با جمهوری اسلامی رفتاری استعماری است که البته جمهوری اسلامی هم این را پذیرفته و حالا نمی خواهد با طرح دعوا در مجامع بین المللی این کشور را از خود ناراحت کند.

بله ببینید در قانون اساسی جمهوری اسلامی مسئله «حمایت از کشورهای اسلامی» گنجانده شده است. در مسئله «کوزوو» ولی ایران همسو با روسیه و صربستان و چین ایران در دیوان لاهه نظر مشورتی همسو با روسیه ارائه داد. در حالی که ۹۰ درصد مردم کوزووو مسلمان هستند.

شاید بتوانیم در این مورد بگوییم ایران بر اساس «سیاست واقع گرایانه» یا «real politic» در برابر جدایی طلبی مردم کوزوو ایستاد ولی بعدها جمهوری اسلامی از جدایی «آبخازیا» و «اوستیای جنوبی» از گرجستان و پیوستن این مناطق به روسیه، حمایت کامل کرد!

یا حتی در موضوع چچن نیز که بر سر خودگردانی آن توافق شده بود و بعداً پوتین آنها را با نیروی نظامی خشن سرکوب کرد باز ما دیدیم که ایران کاملاً پشت سر روسیه ایستاد.

روسیه امّا در مقابل همیشه از ما استفاده ابزاری داشته است. ولی هیچ گاه حاضر نشد در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای در برابر فشارها بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایستادگی کند.

من معتقدم باید با همه کشورها رابطه حسنه داشته باشیم ولی داشتن رابطه استراتژیک با روسیه سیاست اشتباهی است.

 

و همین وجود چنین رابطه ای میان چمهوری اسلامی و روسیه منجر به عملی نشدن حق ایران در دریای خزر شده است.

بله ایران نسبت به چهار کشور ساحلی دریای خزر کاملاً مهجور افتاده است و کسی هم حرف دولت ما را نمی شنود.

ایران در حال حاضر بر خلاف این چهار کشور که فعالیت کشتی رانی و استخراج منابع گازی دارند، هیچ فعالیت خاصی در دریای خزر ندارد.

بله روسیه بر اساس قرارداد ۱۹۴۰ خواستار غیر نظامی بودن این دریا شده بود ولی خودش زیر این خواسته زد و ناوهای خود را از دریای سیاه به «خزر» انتقال داد. همچنین قزاقستان هم که چند ناو از آمریکا هدیه گرفته بود در دریای خزر به جریان انداخت.

ایران هم البته طبق عهدنامه ها اجازه شناور کردن ناوگان ها را داشته ولی هیچ وقت چنین کاری را نکرد. ایران همچنین هیچ اقدامی نسبت به عملیات استخراج نفت در منطقه آب شور از سوی قزاقستان انجام نداد.

نوع مشاعی که در دریای خزر وجود دارد  «مشترکات عامه» است که استفاده یک کشور از یک حوزه مشاع، منوط به توافق طرف دیگر نیست. و در این شرایط وقتی قزاقستان زودتر این میدان نفتی را کشف و بهره برداری کرد ایران دیگر نمی توانست سهمی برای خود قائل باشد.


نظرات بسته است.