بهنام امینی (مهیستان)   

یکشنبه ۵ آذر ۱۳۹۶

بخش:
جهان - سیاسی - یادداشت‌ها






شاید اردوغان پیش از آنکه میل داشت در شهر سوچی دوشادوش پویتن و حسن روحانی نشسته باشد و از کنگره  صلح سوریه و ادامه کار بشار اسد بگوید بیشتر میل داشت در جای دیگری و در میان مخالفین سوری می بود تا پایان اسد را اعلام می کرد احیانا جایی  در میان همان جمع مخالفین سوری که همزمان در شهر ریاض عربستان دور هم جمع شدند تا سیاست های خود را برای ادامه مذاکرات با رژیم اسد بازبینی کنند آنهم با محوریت و مدیریت عربستان.

برای اردوغان این پایان راه بود پس از حدود هفت سال تلاش برای  به زیر کشیدن رژیم اسد حالا او باید در آراستن کنگره صلح سوریه با پوتین و رقیب دیرینه اش ایران همکاری کند کنگره ای که سوی دیگر میز مذاکراتش نمانیدگان رژیم اسد خواهند نشست.

در قطب دیگر این ماجرا عربستان گویا آخرین بخت هایش را نه دیگر به امید کنار زدن اسد بلکه  برای گرفتن حداقل امتیازاتی از میدان سوریه بر روی مخالفین اسد می آزماید. دیر زمانی بیش نبود که ترکیه و عربستان و اردوگاهی از کشورهای عربی  و غربی  در جبهه ای یگانه ثانیه شمار رفتن اسد را کلید زده بودند و با صرف میلاردها دلار هزینه و تجهیز مخالفان سوری خیز بلندی را برای فتح سنگر سوریه و کرانه های میدترانه برداشته بودند.

حال از اتحاد ترکیه و عربستان در برابر نفوذ ایران تنها نامی بیش باقی نمانده، ترکیه نتوانست خواسته هایش را در شمال سوریه برای ایجاد یک منطقه امن به کرسی بنشاند حضور میدانی و پررنگ نیروهای شیعی وابسته به ایران و همزمان اراده پوتین برای توسعه طلبی بر کرانه های میدترانه به رویای ترکیه و عربستان در اپوزیسیون سازی سوریه پایان داد.

وقتی بر روی زمین نیروهای مخالف سوری در برابر حملات جنگنده های روسی و شبه نظامیان وابسته به رژیم ایران شهر به شهر عقب نشستند و نهایتا  با خروج از حلب بازی را به اسد و متحدان منطقه ای اش واگذار کردند، عملا دست تیم سیاسی مخالفین سوری یعنی هیات عالی مذاکرات هم برای چانه  زنی خالی ماند و  آنها در شش دور مذاکرات پی در پی در ژنو نتوانستند در برابر هژمونی ایران و روسیه به نتیجه مشخصی برسند.

حال با جدا شدن مسیر ترکیه و عربستان در بحران سوریه همزمان درشهر سوچی روسیه  و ریاض عربستان دو جلسه شکل گرفت، در حالیکه سوچی و ولادمیر پوتین میزبان حسن روحانی رئیس جمهور ایران و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه بود، در ریاض مخالفین سوری با میزباتی عربستان همراه با استفان دمیسوترا فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه گرد هم جمع شدند تا سیاست های خود در برابر شرایط پیش آمده را مورد بازبینی قرار دهند. شاید از این باب بتوان گفت کنفرانس ریاض آرایش سیاسی در برابر کنفرانس سوچی بود.

اگرچه عربستان  در نبرد سوریه نقش نظامی مستقیمی را مانند ایران و ترکیه و روسیه  بازی نکرد اما این به معنای کمرنگ بودن نقش این کشور در تحولات هفت ساله گذشته سوریه نیست بخش عمده حمایت های سیاسی، مالی و نظامی گروههای حاضر در جنگ سوریه بویژه گروههای اسلامگرای افراطی از سوی عربستان و قطر صورت گرفت .

حال عربستان می داند بازی در روی زمین در سوریه به پایان رسیده، آنچه باقی مانده سوی دیگر ماجرا یعنی چانه زنی های سخت و سهم بندی های سیاسی بر سر میز مذاکرات است به همین شیوه است که هیات عالی مذاکرات سوری  فعلا با پشتوانه عربستان و البته نقش میانجی سازمان ملل متحد تلاش دارد در دور دیگر بازی سیاسی سوریه، از این سهم بندی ها بهره مناسب را ببرد.

اما در این میان به نظر می رسد جبهه مخالفان اسد با بن بست های استراتژیکی روبرو است برای مخالفینی که بخشی از آنها در هیات ارتش آزاد سوریه، نقش محوری و اساسی خود را مبارزه رو در رو و جنگ گرم با ارتش اسد تعریف کرده بودند و کلید راه حل را در سقوط اسد و شکست ارتش اسد جستجو می کردند، حال پس از پایان تقریبا بی نتیجه این ماجرا و شرایط ماندگاری اسد ( حتی در دوره زمانی کوتاه مدت) آنها  ناچار به تعریف راهبرد جدید هستند، راهبردی که چندان دست بازی آنها را برای چانه زنی باز نگذاشته است. در واقع ماندگاری اسد و حمایت همه جانبه روسیه از اسد تمام پیش بینی ها و معادلات در این زمینه را برهم زد و حال خواسته و ناخواسته آن شرایط حداکثری که مخالفان سوری و عربستان در پی آن بودند به شرایط سهم گیری های حداقلی تبدیل شده است.   

شاید یکی از نمود های روشن این بحران استراتژیک در میان مخالفان سوری، استعفای ریاض حجاب رئیس کمیته عالی مذاکرات صلح سوریه  از سمتش  به همراه هشت تن دیگر از مسولان این کمیته است که هفته پیش در پایتخت عربستان و در خلال همین نشست صورت گرفت، حال در شرایطی  کمیته عالی مذاکرات  متشکل از مخالفین سوری باید در بیست و هشتم نوامبر در کنفرانس جدید صلح سوریه در ژنو شرکت کند  که قرار است از دل این نشست قانون اساسی جدید سوریه پدید آید.

اما در سوی دیگر  روسیه در میان غیبت رقبای بزرگ جهانی همچون امریکا و اتحادیه اروپا عملا نبض جریان بازی را در قلب خاورمیانه  تا کرانه های مدیترانه را در دست گرفته است و امید دارد با قانع کردن مخالفان سوری آنها را در قالب در هماهنگی با نمایندگان اسد برای تدوین قانون اساسی جدید سوریه گرد هم آورد.

با این همه باید گفت اگرچه با شرایط پیش آمده فضای چانه زنی برای مخالفان اسد دشوار گردیده  اما آنچه که روسیه و در راس آن ولادمیر پویتن  هم به دنبال آن است یعنی ایجاد یک ساختار سیاسی  فراگیر سوری تحت عنوان کنگره صلح سوریه را هم نباید چندان آسان و از پیش انجام شده دانست ،چرا که پیچییدگی میدان بازی سوریه آن اندازه هست که هر لحظه موضوعی شناخته و ناشناخته موتور حرکت این مکانیزم را از کار بیاندازد یا دست کم وقفه ای در آن ایجاد کند.

نخست آنکه مخالفین سوریه با محوریت عربستان اگرچه سهم قدرتمندی در میدان بازی فعلا ندارند اما نباید نقش آنها را هم نادیده گرفت آنها دست کم بر روی ماندن اسد توافق نخواهند داشت برای آنها بعد از ۷ سال نبرد رودر رو با بشار اسد پیامد آن کشته شدن چند سد هزار سوری و میلونها آواره ،ساده نخواهد بود بر سر میزی بنشینند که آن سویش نمایندگان اسد از تداوم قدرت او می گویند و در سوی دیگر ایران فرمان های خود را تا قلب دمشق صادر می کند. اما با وجود این دامنه اختلاف گسترده ولادمیر پویتن با زیرکی خاص خود تلاش دارد در این زمینه هم از اهرم ترکیه استفاده کند.

در واقع اگرچه ترکیه در رویکرد جدیدش در نزدیکی با تهران و کرملین چندان دیگر سیاست جایگزینی مخالفین سوری با اسد را دنبال نمی کند اما بعنوان محور محرک و قطب گرد آورنده همه این گروهها هنوز واسطه خوبی می تواند باشد تا آنها را قانع به حضور در این کنفرانس کند.

اما با وجودی که به دلیل حرف شنوی گروههای مخالف سوری این پتانسیل در ترکیه دیده می شود و پوتین در این راستا بر روی این پتانسیل حساب ویژه ای باز کرده خود ترکیه نیز در جایی دیگر می تواند محل افتراق این موضوع باشد و آن مخالفت شدید و حداکثری ترکیه با حضور نیروهای کرد سوری و حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه در این کنفرانس است.

ترکیه پ ی د و شاخه نظامی آن ی پ گ را عملا یک گروهک تروریستی و بر ضد منافع خود تعریف کرده و به هیچ وجه راضی نمی شود که روسها پای  پ ی د را به این مذاکرات باز کند مشکل زمانی دو چندان خواهد شد که بدانیم  پ ی د  فعلا متحد نزدیک امریکاست و یقینا اگر روسها بخواهند این کنفراس را در هماهنگی با امریکا بر چارچوب درستی بنا نهند نمی توانند نظرات رقیب دیرینه خود را نادیده بگیرند.

موضوع روشن است اگرچه روسها در سوی دیگر کرانه مدیترانه استیلای چند ده ای خود را تثبیت کرده اند اما امریکا هم با وحود انکه در طی ۷ سال گذشته نقش پر رنگی در میدان سوریه بازی نکرد اما به نظر می رسد استراتزی کنونی دولتمردان واشنگتن فعلا حفظ یک کریدور کردی از اربیل تا آفرین (عفرین غرب سوریه کانتونی که در اختیاری نیروهای کرد سوری است) می باشد. برخی تحلیلگران پا را هم از این فراتر می نهند و مدعی هستند امریکا با ایجاد این کریدور تمایل دارد نفت کرکوک را به مدیترانه برساند، اگرچه نمی توان چندان به این تحلیل ها دل بست چرا که اگر قرار بر چنین استراتزی باشد یقینا اسرائیل بیش از آن سود خواهد برد.

بنابر این در چشم انداز آینده سوریه نقش تضاد منافع و توزیع قدرت در میدان بازی سوریه می تواند بزرگترین تهدید برای کنفرانس صلحی باشد که پوتین و ایران به آن بسیار دلبسته اند اما از دل همه این وقایع شاید بتوان حدس زد که نهایتا نقشه راهی که پوتین و تهران در دست دارند، بستر اصلی مذاکرات صلح سوریه خواهد شد و با توجه به چینش و آرایش موجود در صحنه، دیگر رقبا نیز کم و بیش قانع به پذیرش آن خواهد شد مگر آنکه اتفاق غیر منتظره ای در این میان همه شرایط را بر هم زند.

شاید بعد از موضوع توزیع حوزه نفوذ میان قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای چالش دوم این کنفرانس، موضوع آینده اسد در ساختار قدرت سوریه باشد که می تواند این مذاکرات را مذاکراتی طولانی و فرسایشی تبدیل کند و نفس و رمق آنرا بگیرد با این همه به نظر نمی رسد دست کم در کوتاه مدت تهران و مسکو به رفتن اسد رضایت دهند.

از اینرو در راهبرد موجود و کفرانس پیش روی  که قرار است در اواخر ماه نوامبر در ژنو سوئیس از سر گرفته شود  به نظر می رسد آرایش شکل گرفته در ریاض عربستان به تقابل با اتحاد سوچی متشکل از ایران روسیه  خواهد رفت .

در سوی دیگر همه تلاش ایران و روسیه و البته با همراهی ترکیه در این بخش این خواهد بود که مکانیزم آتش بسی که فعلا درسوریه ترسیم شده حفظ شود در مرحله بعد از دل مذاکرات پیش روی سوچی و ژنو نخستین اندامواره آن هیات سیاسی فراگیر سوریه زاییده شود و نهایتا در ادامه راه با دو اقدام عملی روشن یعنی تدوین قانون اساسی جدید سوریه و برگزاری انتخابات سراسری  با نظارت سازمان ملل متحد،  فعلا دفتر این بخش از تحولات سوریه پس از حدود هفت سال جنگ و خونریزی بسته شود.

تا گشوده شدن دفترجدید، که اگرحتی از دل قانونی اساسی جدید و انتخاباتی آزاد پدید آمده باشد همچنان ماجراهای سوریه و چالش های  آنرا  دست کم برای دهه پیش رو فعال نگاه خواهد داشت.

 


نظرات بسته است.

مطالب دیگر