چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶

بخش:
زیست‌بوم - گفت‌و‌گو






دماوند-مانی تهرانی: بحران آبی که امروز گریبانگیر ایران شده، دستکم در تاریخ معاصر کشورمان بی سابقه است و حتی از نظر وسعت نیز تمام جنبه های زیست محیطی را در بر گرفته. آمارها در این زمینه متناقض است و تا کنون دسترسی به آمار دقیق و درست وجود ندارد. اما آنچه از مجموعه اخبار بر می آید در سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا امروز دستکم سه چهارم جنگلها و بخش عظیمی از منابع آبهای زیرزمینی ایران از بین رفته است. از جمله شواهد این مدعا هم انقراض روزافزون گونه های جانوری و خشک شدن رودخانه ها و تالابها در ایران است که جای گرفتن تهران در لیست آلوده ترین شهرهای جهان از نظر آب و هوایی، یکی از نمادهای این ویرانی است. خشک شدن آبهای زیرزمینی از طرفی برخی مسئولان جمهوری اسلامی را به این فکر واداشته که ادامه کشاورزی در مزارع مقرون به صرفه نیست. شغلی که تعطیلی آن به خودی خود می تواند به یک بحران اجتماعی دامن بزند. از سوی دیگر گزارشهای میدانی از نیمه جنوبی کشور حکایت از جنگ و نزاع مردم بر سر منابع آبی محدود و همچنین کوچ سکنه بسیاری از شهرهای بی آب شده است. نشست زمین پیآمد دیگر خشکسالی است که باعث شده بارش برف و باران در شمال کشور به سیل تبدیل شود و در تهران نیز ریزش ساختمانها، خیابانها و پلها رو به افزایش است.

“کاوه مدنی” در سال ۲۰۱۵ به عنوان یکی از چهار دانشمند برجسته علوم زمین در جهان انتخاب شد. او استاد مطالعات منابع آب در امپریال کالج لندن است و همچنین تلاش می کند تا به حل بحران آب در کشور زادگاهش ایران کمک کند و به گفته خودش خوشحال است که این روزها برای امنیت آبی و غذایی مردم خاورمیانه و شمال آفریقا تحقیق و برنامه ریزی می کند. موقعی که درباره دلایل این بحران و راهکارش می پرسم به دو دسته اشازه می کند. یکی تغییر اقلیم که کره زمین در حال گرم تر شدن است و کانون این پدیده در خاورمیانه و کشورهایی نظیر ایران به چشم می خورد. البته دکتر مدنی موافق نیست که دلیل جنگهای داخلی سوریه و عراق به خشکسالی و جنگ آب محدود بوده و یا لزومأ در ایران هم بحران آب به جنگ داخلی بیانجامد، اما خطر آن را هم مردود نمی داند. از سوی دیگر به دلایلی نظیر سوء مدیریت منابع آبی در ایران هم اشاره می کند و عکس اقلیم که تا حدود زیادی غیر قابل پیش بینی و پیشگیری است، از مدیریت منابع آبی کشور به عموان حیطه ای قابل کنترل و بهره وری یاد می کند. در ادامه بحث درباره پیمان زیست محیطی پاریس و خشکسالی در ایران، کشورهای منطقه و راهکارهای عملی اش را می خوانید.

 

در تازه ترین اجلاس سالانه سران کشورها در مقر سازمان ملل متحد، اکثریت مقامات کشورها از اجلاس پاریس و لزوم اجرایی شدن این توافقنامه زیست محیطی صحبت کردند. این مواضع تا چه اندازه واقعی و اجرایی است یا فیگور سیاسی؟ به عنوان مثال در ایران هنوز مجلس تعهدات دولت در توافق پاریس را تصویب نکرده و همچنین ردیف بودجه مشخصی هم برای این منظور در برنامه پنج ساله ششم کشور معین نشده.

طبعأ سران کشورها سعی دارند در اجلاس سالانه سازمان ملل ژستهای سیاسی خوب بگیرند و حرفهای خوب بزنند. آنجا محلی است برای اینکه دولتها از صلح و دوستی و صفا و صمیمیت صحبت کنند و کسانی که در آن تریبون، سخنان زیبا نمی گویند با واکنش منفی حضار مواجه می شوند. من در همان زمان اجلاس زیست محیطی پاریس هم گفتم که سیاستمداران می توانند حرفهای زیبا بزنند و توافقنامه های بزرگ را امضاء کنند، اما اجرای توافقها با حرف زدن متفاوت است و هر چه مقیاس کار بزرگتر باشد، حرف زدن درباره اش آسانتر است و اجرایش دشوار تر. سالها است که همه ما درباره صلح و دوستی صحبت می کنیم، اما وقتی امروز به اوضاع خاورمیانه نگاه می کنیم مشخص می شود که این حرفها بیشتر سیاسی است. در حوزه تغییر اقلیم و افزایش گازهای گلخانه ای با یک جنگ نا برابر روبرو هستیم. می توان گفت تا حد زیادی کشورهای توسعه یافته مسئول و بانی مشکلات پدید آمده در این حوزه هستند و امروز تغییر جهت داده اند و به دنبال تغییر این روند هستند، اما کشورهای در حال توسعه فکر می کنند این جنگ نا برابر است و منصفانه نیست که آنها امروز بهاء مشکلاتی که درگذشته توسط کشورهای توسعه یافته پدید آمده را بپردازند. هر چند که لزومأ هم مسیر توسعه غرب، مسیر خوب و مناسبی نبوده، اما در نگاه خیلی از دولتمردان کشورهای در حال توسعه، مسیر غرب مسیر بهینه است و می خواهند در همان مسیر حرکت کنند. خیلی از مواد عهدنامه پاریس هم قولها و تعهدات دست نیافتنی سیاستمداران است. مثلأ تعهدات بعضی از کشورهای عربی حاضر در این اجلاس خیلی جذاب است اما من و یکی از دانشجویانم در امپریال کالج لندن بر سر این بحث می کنیم که دولتمردان این کشورها بر چه اساسی تصور می کنند که می توانند به این تعهدات بزرگ عمل کنند. ایران امروز هم که در مسیر توسعه قرار دارد، جزو آلاینده های بزرگ دنیا محسوب می شود. ضمن اینکه رویکرد دولتهای صاحب نفت و گاز در خاورمیانه خیلی متفاوت از دیگران است. یعنی انگیزه شان برای حرکت به سمت انرژیهای نو و پاک از کشورهای اروپایی کمتر است. کشورهای اروپایی این واقعیت را پنهان می کنند که یکی از انگیزه های شان برای حرکت به سمت انرژیهای پاک، تأمین امنیت انرژی خودشان است. البته هدف بزرگترشان همان کاهش گازهای گلخانه ای است. اما آن انگیزه مضاعف یا انگیزه دوم را نباید فراموش کرد. چون خیلی مهم و تأثیرگذار است و آن انگیزه در کشورهای خاورمیانه که صاحب نفت و گاز هستند وجود ندارد. به طور کلی امروز این مشکل جهانی است و حل آن همکاری همه را می طلبد.

تخصص شما آب است. آیا بحران آب مشکل جهانی است یا مختص خاورمیانه؟ کنترل توازن تقسیم منابع آبی تا چه اندازه در دست مدیریت انسانی است یعنی ذخیره منابع آبی در یک کشور می تواند باعث خشکسالی سرزمینهای همسایه شود و یا خشکسالی یک منطقه می تواند به مناطق هم جوار سرایت کند؟

امنیت آب، غذا و انرژی از مشکلات جدی جهانی هستند که همه دولتها با آن دست به گریبانند. البته توازن این مشکلات در نقاط مختلف جهان متفاوت است. به عنوان مثال در خاورمیانه بحران انرژی بسیار کم است و بحران آب و غذا به عنوان دو نیاز مبرم انسانی شدید است. علت اصلی و ریشه ای بحرانها هم این است که منابع و همچنین نیازها به صورت یکسان در جهان تقسیم نشده اند. منطقه خاورمیانه رشد سریع جمعیت را تجربه کرده و همزمان میزان بارندگی و نزولات  جوی در این منطقه از میانگین جهانی خیلی پایین تر است. دلایل خشکسالی هم طبیعی و هم انسانی است. خشکسالی طبیعی همواره در طول تاریخ زمین وجود داشته. یعنی شدت و ضعف داشته اما همواره دوره های سیل و خشکسالی در چرخه طبیعت دیده شده است. اما با پیشرفت بشر و توسعه تمدنی با پدیده جدیدی به نام خشکسالی اقتصادی-اجتماعی مواجه شده ایم. یعنی می توان آب را پشت سدی ذخیره کرد و خشکسالی پدید آورد، می توان آب بیش از حد از زمینی برداشت کرد و خشکسالی به وجود آورد و می توان در یک کشور بالادست آب را مهار کرد و کشور پایین دست را دچار خشکسالی کرد.

آیا می توان گفت که ایران امروز در مسیر همان خشکسالی سوریه و عراق حرکت می کند؟ تأثیر سدهای آبی ترکیه بر خشکسالی سوریه و عراق چه بوده؟ و آیا خشکی ایران و پر آبی کشور هم جوارش ترکیه به دلیل نوع مدیریت انسانی آب است یا منابع آبی متفاوت؟

نمی توان گفت ایران در ابتدای مسیری که سوریه و عراق طی کردند قرار دارد. ایران در بخش توسعه زیرساختهای آبی از این دو کشور خیلی جلوتر است. تنوع اقلیمی ایران و منابع آبی اش هم از آنها بیشتر است. خیلی از مشکلات آبی ایران ساخته دست ایرانیان است و خیلی از مشکلات آبی سوریه و عراق محصول اقدامات آبی همسایه شمالی یعنی ترکیه است. اقلیم سوریه و عراق خشک بود و به خصوص عراق از نظر سیاسی هم شرایط نا مناسبی داشت. بنابراین سرمایه گذاری کافی در بخش محیط زیست و آب این دو کشور انجام نشده. بعلاوه اینکه خشکسالی طبیعی در این دو کشور بسیار جدی بوده. توسعه زیرساختهای آبی ترکیه و سدهایش هم مزید بر علت شده و ورودی آب را به این مناطق کمتر کرده. البته سوریه و عراق مثل بسیاری کشورهای دیگر با همان مقدار آبی هم که در اختیار داشتند خوب رفتار نکردند و آن را درست مدیریت نکردند. بنابراین مشکل خشکسالی سوریه و عراق محصول مجموعه ای از همه این عوامل است. مقایسه وضعیت آبی ایران و ترکیه از زاویه هم جواری، مقایسه درستی نیست. چون این دو کشور از نظر اقلیمی با یکدیگر متفاوت هستند. این دو کشور پهناور هستند و بنابراین شرط همسایگی لزومأ به معنی تساوی اقلیم نیست. مثلأ برخی افراد دو دریاچه وان و ارومیه را همزاد می دانند که اگر به دوران زمین شناسی بازگردیم به عنوان دریاچه های خواهر از آنها یاد شده است. عمق این دو دریاچه خیلی متفاوت است و وان عمق بیشتری دارد و بنابراین در مقابل خطاهای انسانی از خود مقاومت بیشتری نشان می دهد. در سالهای اخیر که دریاچه ارومیه هر روز کم آب تر و در نهایت خشک شده، آب دریاچه وان بالا آمده و بیشتر از قبل شده که جای تأمل و بحث دارد؛ اما لزومأ مقایسه آسانی نیست.

سدهای آبی ترکیه صرفأ یک اقدام مدیریتی است و یا از نظر حقوق بین الملل آب عواقبی دارد؟

حقوق بین الملل آب قدری جلوتر از حقوق بین الملل تغییر اقلیم است. اما همانطور که تا امروز کسی نتوانسته کشوری را به دلیل تولید گازهای گلخانه ای و ضرر رساندن به دیگر کشورها محکوم کند، در زمینه آب هم چنین اتفاقی رخ نداده. در زمینه آب قوانین و کنوانسیون های بین المللی تنها زمانی محکومیت به دنبال دارد که برداشت آب در سرزمین بالادستی به حدی باشد که نیازهای اولیه انسانی در سرزمین پایین دستی را به خطر بیندازد. تفسیر این نیازهای پایه ای انسانی هم تفسیر دشواری است و برخی آن را به آب شرب بهداشتی تفسیر می کنند که حجم کوچکی است. یک جور جنگ قدرت است و به میزان قدرت سیاسی و نظامی مرتبط است. اتفاقی که در دره رود اردن برای سالها تجربه شده و اتفاقأ در رودخانه های اردن و نیل، پایین دست قدرتمند توانسته برای سالها آب بیشتری برداشت کند. به طور کلی توازن قوا بر این مسئله تأثیرگذار است.

تأثیر گرم شدن زمین بر امنیت آبی چیست؟ از طرفی گفته می شود با گرم شدن زمین، خشکسالی هم بیشتر می شود و از سوی دیگر برخی پیش بینی ها نشان می دهد که با آب شدن یخهای قطب، آب دریاها بالا می آید و در آینده ممکن است خیلی از بنادر بزرگ جهان نظیر لندن و نیویورک به زیر آب بروند. این تناقض چگونه قابل تعریف است؟

میزان آب موجود در اقیانوسها و دریاها به میزان خشکسالی در کشورها ارتباطی ندارد. آب اقیانوس قابل استفاده نیست و شیرین کردن آن هم فرآیند ارزانی نیست. اثرات تغییر اقلیم و گرمایش زمین هم می تواند در نقاط مختلف متفاوت باشد. اتفاقی که رخ می دهد افزایش پدیده های حدی است که می تواند شامل خشکسالی، سیل و حتی افزایش بارندگی باشد. البته گفته می شود افزایش دما و کاهش نزولات جوی در منطقه خاورمیانه بیشتر خواهد شد. هر چند بعضی از سناریوها برای بعضی از مناطق خاورمیانه هم افزایش بارندگی را پیش بینی می کنند. این پیش بینی ها خیلی دقیق و آسان نیست، بیشتر تخمین می زنند.

پیشرفت تکنولوژی تا چه اندازه توانسته به بهبود شرایط خشکسالی کمک کند؟ به عنوان مثال در مورد کشورهای عربی که همیشه با خشکسالی تاریخی مواجه بوده اند و از سویی توانایی مالی استفاده از تکنولوژی روز را هم دارا هستند.

همین که الان انسانها در این نواحی زندگی می کنند و از بی آبی و گرسنگی تلف نشده اند، به کمک تکنولوژی و همچنین قدرت و ثروت لازم برای استفاده از آن است. این کشورها به سادگی از کشورهای دیگر آب و غذا خریداری می کنند اما در جایی مثل آفریقا که ثروت وجود ندارد، خشکسالی می تواند قحطی به همراه بیاورد و جان انسانها را تلف کند.

البته منظورم خرید آب و عذا نیست، از نظر علمی در زمینه آب و مدیریت منابع آبی چه پیشرفتهایی حاصل شده است؟

پیشرفتهای علمی باعث شده بتوان آب را شیرین کرد، جابجا کرد و پشت سد مهار کرد و چرخه طبیعت را تغییر داد. البته بعضی از این اقدامات در کوتاه مدت مفید به نظر می آید و در دراز مدت تأثیر معکوس دارد. پیشرفت تکنولوژی به ما کمک کرده تا در شرایطی که به مراتب از شرایط دوران گذشته دشوار تر است، از بین نرویم. همین پیشرفت تکنولوژیک در آینده هم کمک خواهد کرد تا شرایط جدیدی که از امروز زندگی در آن محال به نظر می آید را قابل زیست کند. پیشرفتهای تکنولوژیک باعث شده مناطقی از خاورمیانه که روزی غیر قابل سکونت محسوب می شدند، امروز قابل سکونت باشند. البته با وجود تمام پیشرفتها هنوز نتوانسته ایم در خاورمیانه به اندازه کافی غذا تولید کنیم و هنوز این کشورها با امنیت غذایی کشتی می گیرند و به عقیده بسیاری از کارشناسان بحث خودکفایی غذایی در خاورمیانه، غیر واقعی و دست نیافتنی است.

بزرگترین مانع اجرایی پیشرفتهای علمی در این زمینه چیست؟ به عنوان مثال در خصوص همین خودکفایی غذایی که اشاره کردید.

مانع خودکفایی غذایی در خاورمیانه، فیزیکی است. طبیعت بسیار قوی است و بنابراین همیشه دستکم در کوتاه مدت نمی توان تمام دستاوردهای علمی بشر را به اجرا درآورد. شاید روزی بتوانیم در ماه و مریخ هم زندگی کنیم، اما در کوتاه مدت اینها رویا است. عربستان سعودی نتوانست در تولید گندم خودکفا شود و ایران هم نتوانست و خیلی از کشورهای دیگر هم نمی توانند. به جای آن باید یاد بگیریم که امنیت انسانی مبحث بزرگتری است. قدرت تعادل در خرید و فروش یعنی همان واردات و صادرات است که می تواند به تأمین امنیت ما کمک کند. مثلأ با یک دست انرژی و صنعت بفروشیم و با دست دیگر آب و غذا بخریم. اگر نه حرکت به سمت تأمین نان به قیمت آب تمام می شود و این اتفاقی است که در خاورمیانه رخ داده و تازه در حال یادگیری هستیم که باید آب، انرژی و غذا را با هم ببینیم و همزمان برای هر سه برنامه ریزی کنیم. دلیل شکست در خاورمیانه، جامع ندیدن این سه و در نظر نگرفتن ارتباط چرخ دنده ای بین اینهاست. امیدوارم حرکت به سمت توسعه پایدار این نوع نگاه کشورهای خاورمیانه را تغییر دهد.

و سوال آخر، شما این روزها مشخصأ چه پروژه هایی دارید؟ و با توجه اینکه رشته شما مدیریت منابع آب است و بریتانیا هم کشوری پر آب، ضرورت وجود چنین رشته مطالعاتی در لندن چیست؟

مدیریت منابع آب مثل همه رشته های مدیریتی در همه جا مورد نیاز هست. مثلأ همانطور که یک فرد پولدار به مدیریت مالی نیازمند است، یک فرد فقیر هم به مدیریت مالی نیازمند است. مدیریت منابع آبی هم در مناطق پر آب و هم در مناطق کم آب، مفید است. مثلأ در بریتانیا با سیل و افت کیفیت آب مواجه هستیم و در خاورمیانه با کمبود آب. هدف مدیریت آب، بالانس کردن مدیریت و بهره برداری از آب در نقاط مختلف و با شرایط متفاوت است. این روزها بیش از گذشته مشغول کار بر روی امنیت آبی و غذایی در خاورمیان و شمال آفریقا هستم. در گذشته بر روی شرق و غرب ایالات متحد آمریکا کار می کردم و امروز خوشحالم که می توانم بر روی امنیت آب و اختلافات و تنشهای آبی در منطقه خودمان کار کنم، جایی که خودم در یکی از کشورهای آن (ایران) متولد شده ام. سعی می کنم بتوانم دید خاورمیانه نسبت به آب را تغییر دهم تا این بحث را جامع تر ببینند و حرکت این کشورها به سمت توسعه پایدار، هموارتر شود./.

 

 

 

 


نظرات بسته است.