شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۶

بخش:
اجتماعی - گفت‌و‌گو






دماوند-مانی تهرانی: تعرض جنسی سعید طوسی قاری مشهور در ایران به شاگردان کلاس آموزش قرآن، نه اولین تعرض جنسی به یک کودک در ایران بود و نه آخرین آن؛ اما به عنوان یک مشت نمونه خروار جالب توجه است. از این جهت که همانند اغلب موارد تعرض جنسی در ایران در ابتدا با انکار مسئولان مواجه و در نهایت هم به عدم پیگیری پرونده و به قولی بستن سنگ و باز گذاشتن سگ منجر شد. به طوریکه با تغییر جایگاه شاکی و متشاکی، قربانی مورد مجازات قرار گرفت.

با توجه به اینکه موارد تعرضات در ایران فراوان و گزارشهای آن رو به افزایش است، موضوع تعرض جنسی به کودکان و جوانب آن را با “حامد فرمند” فعال حقوق کودک در آمریکا به بحث گذاشته ام که می خوانید.

گزارشهای تعرض جنسی به کودکان در ایران رو به افزایش است. از نظر روانی و حقوقی تعرض به کودک با تعرض به بزرگسال چه تفاوتی دارد؟

قوانین بین المللی از بدو تولد تا هجده سالگی را دوران کودکی تعریف کرده، زیرا تا پیش از هجده سالگی رشد جسمی و روانی فرد کامل نمی شود و به همین دلیل کودک از لحاظ جسمی و روانی توانایی دفاع از خود، تشخیص موقعیتهای مختلف و کنترل احساسات خود  را ندارد و نمی تواند با اتفاقات و آسیبها برخورد مناسب داشته باشد.
قانون شرع در ایران تنها نه، پانزده و به تازگی سیزده سالگی را به رسمیت می شناسد.

بله و این دقیقأ همان نقطه ای است که سازمانها و فعالان حقوق کودک به قوانین جمهوری اسلامی نقد جدی دارند. بر اساس قانون شرع در ایران تعیین سن بلوغ به عهده قاضی یا قیم است و توجه نمی کنند که بلوغ عرفی با بلوغ در حقوق بین الملل کودک متفاوت است.

دولت ایران کنوانسیون بین المللی حقوق کودک را امضاء کرده.

ایران کنوانسیون بین المللی حقوق کودک را امضاء کرده، اما این کنوانسیون به دولتها اجازه می دهد تا آن را به صورت مشروط بپذیرند و شرط ایران برای پذیرش کنوانسیون مطابقت مواد آن با قوانین داخلی کشور بوده. قوانین بین المللی در این زمینه الزام حقوقی ندارد و فقط اهرم مذاکره برای تعامل با دولتها در آن پیش بینی شده است.

آنچه گفتید تفاوت کودک و بزرگسال از نظر روانی بود، از نظر حقوقی میان این دو چه تفاوتی وجود دارد؟

به همان دلایل جسمی و روانی و شرایط رشد برای حفاظت از کودکان قوانین ویژه ای وضع شده. بنا بر این قوانین پدر و مادرها و سایر بزرگسالان نظیر دولتها وظیفه دارند از حقوق و کرامت انسانی کودکان حمایت و حفاظت کنند و شرایط تأمین منافع کودکان را فراهم کنند.

اصلی ترین دلیل تعرض جنسی فرد بالغ و عاقل به کودک چه می تواند باشد؟

تعرض جنسی به کودکان مختص عصر ما نیست و در اسنادی که از گذشته های دور بر جای مانده، تفاوت نگاه نسل امروز به این مسئله با نگاه گذشتگان به روشنی دیده می شود. امروز از تعرض جنسی به کودکان تعریف دقیقی وجود دارد که در گذشته وجود نداشت. سوال جدی برای فعالان حقوق کودک این است که چرا یک بزرگسال به خودش اجازه می دهد با یک کودک ازدواج کند؟  این یک تجاوز است که شکل رسمی به خود گرفته.

از نظر آماری جنسیت قربانیان تا چه اندازه تعیین کننده است؟

آمار دقیقی در دسترس نیست، اما در تمام کشورها به دلیل تابو بودن تعرض به کودکان و ناتوانی کودکان از دفاع و توضیح شرایط به وجود آمده -در موارد خفیف حتی شاید کودک متوجه نشود- آمار دقیقی نداریم که بدانیم چه تعداد دختر یا پسر را شامل می شود. همین حدی که می دانیم هم اخبار و اطلاعاتی است که به بیرون درز پیدا کرده، زیرا این موضوع در اغلب جوامع تابو و جزئیات آن غیر شفاف است. بر اساس موارد گزارش شده بیشتر قربانیان دختر هستند.

به عنوان مثال در اشعار سعدی شیرازی و ایرج میرزا حکایاتی از تعرض جنسی مطرح شده، این مسئله تا چه اندازه از فرهنگ سنتی جامعه ریشه می گیرد؟

بله دقیقأ به همین دلیل می گویم که ریشه تاریخی دارد و در گذشته تعاریف متفاوت و حتی مثبت داشته است. نگاه منفی امروز و تعریف دقیق آزار کودک در آن زمان وجود خارجی نداشته.

وقتی ازدواج کودک را به این تعریف وارد کنیم، در مذاکره با جمهوری اسلامی به بن بست سیاسی می رسیم؟

بله اما باید مخالفت خود را اعلام کنیم و حداقل به مردم پیام می رساند که انسان تا هجده سالگی کودک است و حقوق کودک باید رعایت شود. در این نوع ازدواجها خواست و رضایت کودک هم معتبر نیست و ما باید از او حمایت کنیم. اگر هنوز نگاه حکومت عقب مانده است، باید کاری کنیم که نگاه مردم به ازدواج کودک تا اندازه ای تغییر کند که -مثل تعرض جنسی- ازدواج کودک هم مذموم شمرده شود و در نهایت فشار عرف باعث شود این قوانین تغییر کند. باید این موضوع را محکم و جدی نقد کنیم. فعالان داخل کشور اگر بخواهند به عنوان تاکتیک با زبان نرم تری این موضوعات را مطرح کنند، بحث دیگری است.

آیا تعرض جنسی به کودکان بیشتر از سوی مردان صورت می گیرد یا اینکه تعرض جنسی زنان صرفأ کمتر گزارش می شود؟

در این زمینه هم اطلاعات جامع و کاملی وجود ندارد، اما بر اساس گزارشها و تحقیقات انجام شده: بیشتر مردان اقدام به تعرض می کنند و دلیل آن را باید در نظام مردسالار و تفاوت قدرت جست و جو کرد. ضمن اینکه زنان خود قربانی رفتار مردسالار و جامعه مردسالارانه هستند. اتفاقأ در موارد مختلف و فراوانی می بینیم که زنان حامی کودکان هستند. از ارتباط مادر و فرزند گرفته تا حسی که به طور کلی زنان نسبت به کودکان دارند. در چند دهه گذشته در ایران اغلب فعالان حقوق کودک یا فعال حقوق زنان هم هستند و یا در گذشته فعال حقوق زنان بوده اند. بنابراین در موارد تعرض، تنبیه و خشونت خانگی از کودکان حمایت می کنند.

مسئولان جمهوری اسلامی در ابتدا اخبار تعرضات جنسی به کودکان را انکار می کنند و در نهایت هم تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا متعرض به درستی محاکمه و مجازات نشود. ناظران دلیل این رفتار را عادی سازی تعرض جنسی به کودکان در متون مذهبی می دانند. آیا مسئولان جمهوری از قبح تعرض جنسی به کودک درکی ندارند و یا به دلیل خاصی اینگونه موضع گیری می کنند؟

جز مواردی مثل تعرض سعید طوسی به شاگردان خود که پرونده اش گم شد و اصلأ پیگیری نشد، در سایر موارد قوانین داخلی برای متعرض مجازات سنگینی را در نظر گرفته که البته یکی از نقصهای قانونی این است که پدر را استثناء و در هاله ای از ابهام قرار داده و معمولأ در اینگونه موارد پدر مجازات نمی شود. در سایر موارد مجازات سنگین تعیین شده و اجرا هم می شود. حتی کودکی که به کودک دیگر تجاوز کرده، اعدام می شود. تلاش برای انکار و پنهان کردن هم وجود دارد. مثلأ در موضوع کودکان کار که به تازگی مطرح شد، دولت ابتدا در موضع گیری رسمی گفت به نود درصد این کودکان تجاوز شده و بعد این مصاحبه را انکار کردند. انکار به دلیل قبح شدیدی است که وجود دارد. یعنی به جای شکافتن موضوع از آن تابو ساخته شده و پنهان کاری می شود.

معمولأ کارشناسان به منظور کاهش تعرض جنسی به کودکان بر روی بحث آموزش تأکید می کنند، اما یکی از موانع آموزش جنسی در ایران قوانین و ادبیات رسمی حاکم است. فکر می کنید این نگرانی از کجا ریشه می گیرد و طرح و آموزش مسائل جنسی برای حکومت چه خطری دارد؟

خیلی قابل درک نیست. بخش زیادی از مشکل فرهنگی است. حتی ایرانی های تحصیلکرده در خارج از ایران وقتی کودک خود را به مدرسه می فرستند و در آنجا با کلمات، مطالب و سوالات جنسی مواجه می شود، پدر و مادر ایرانی از اینکه کودکشان آموزش جنسی ببیند وحشت می کنند.

بعضی از پدر و مادرها تصور می کنند این آموزشها می تواند به فحشا منجر شود. از نظر آماری این تصور تا چه اندازه درست است؟

این تصور غلط و غیر علمی است. کودک وقتی بدن خودش را بشناسد در برابر تعرض از خود دفاع می کند. تا حدی که بعضی از کودکان به بغل کردن هم حساسیت نشان می دهند، زیرا بدن را حریم خصوصی خود می دانند. این آگاهی در جهت مخالف فحشا است. کما اینکه واژه فحشا هم معنی دقیق و درستی ندارد. این آموزشها تعرض را کاهش و امنیت روانی را افزایش می دهد و کودک می تواند خطرات و مزاحمتها را به پدر و مادر یا مسئولان مدرسه -که به او آموزش داده اند- گزارش کند. در نتیجه عواملی مثل عدم هوشیاری کودک، عدم توانایی او و وحشت از پذیرش شکایتش از میان می رود.

در ایران همزمان که از نظر قانونی آزادی وجود ندارد، در عمل و به شکل زیرزمینی همه نوع آزادی رایج است. در این شرایط بر اساس چه مولفه هایی می توان میزان تعرض جنسی به کودکان در جامعه ایران را با جوامع دمکراتیک غربی مقایسه کرد؟

آزادی یواشکی موجود در ایران، مخفیانه و تابو است که نمی توان آن را آزادی نامید، حتی می تواند خطر آفرین هم باشد و نسبت به اتفاقی که در کشورهای غربی رخ می دهد، تجربه کاملأ متفاوتی است. آزادی زیر پوستی رایج در ایران به شفافیت هیچ کمکی نمی کند، سطح آگاهی را بالا نمی برد و برای امنیت کودکان و دیگر قربانیان تعرض جنسی سودمند نیست.

آیا این شرایط انگیزه تغییر را از بین می برد و این تابو روز به روز بزرگتر می شود؟

تا حدودی همین طور است. هر چند گسترش ارتباطات از طریق شبکه های اجتماعی در فضای مجازی این شرایط را تغییر داده.

آماری وجود دارد که بتوان میزان تعرض جنسی در ایران و کشورهای دمکراتیک را مقایسه کرد؟

هر کشور با کشور دیگر اوضاع متفاوتی دارد. میزان تعرض جنسی به سیستم آموزشی کشورها بستگی دارد که به موقع، دقیق و جدی کودکان را آموزش دهند. قوانین و سیستم گزارش دهی نیز مهم است که کودکان بتوانند در سریع ترین فاصله زمانی ممکن و به شیوه ای آسان به مراکز امن گزارش دهند. هر چه امنیت متعرضان کمتر شود، آمار تعرض هم کاهش پیدا می کند. ضمن اینکه همیشه ممکن است بخش پنهانی از این آمار وجود داشته باشد، زیرا با وجود تمام آموزشها باز هم این امکان وجود دارد که کودک توانایی دفاع از خود و بازگو کردن تعرض را نداشته باشد.

شبکه های اجتماعی باعث شده موارد آزار جنسی به سرعت گزارش و منتشر شود. این اتفاق تا چه اندازه به بهبود اوضاع کمک می کند و یا به ادعای رسانه های حکومتی: هیجان، آبروریزی، حس انتقام و حتی الگوی بد را در جامعه ترویج می کند؟

فکر می کنم بیشتر اثر مثبت دارد. آبرو در حقوق کودک با عنوان حفظ کرامت انسانی کودک تعریف شده است. البته به دلیل نبود آموزش کافی طبیعتأ گاهی هم با بی دقتی اطلاع رسانی می شود و کرامت زیر سوال می رود، اما در مجموع این شبکه ها به گسترش اطلاع رسانی کمک کرده اند. افزایش آمار هم به دلیل وجود همین شبکه ها است که تعرض را گزارش می کنند، تعرضاتی که تا پیش از این پنهان می ماند.

شبکه های اجتماعی گزارش می کنند، اما پیگرد قانونی جدی صورت انجام نمی شود. در چنین شرایطی چه اتفاقی رخ می دهد؟

شبکه های اجتماعی در حد افزایش هیحان عمل می کنند که جامعه به این هم نیاز دارد. در نبود قوانین کافی، بخشی از مسئولیت بر عهده نهادهای مدنی قرار می گیرد که در این زمینه فعال هستند. هر چند تعداد و قدرتشان کافی نیست و بنابراین بار اصلی بر دوش رسانه ها می ماند. من به رسانه های فارسی زبان نقد دارم که اخبار را پیگیری نمی کنند. مثلأ در موضوع کودکان کار که در رسانه ها پیگیری شد، مسئولان به پاسخگویی ناچار شدند؛ هر چند که در کوتاه مدت به نتیجه عملی ختم نشود.

در پی اطلاع رسانی، آیا اهرم حقوقی برای فشار از طریق سازمان ملل هم وجود دارد؟

بله هر ساله این گزارشها وجود دارد. گزارشگران حقوق کودک با مسئولان دولتی ایران و نهادهای مدنی در ارتباط هستند. سال گذشته که من در جریان گزارشها قرار داشتم، تمرکز مذاکرات بر روی ازدواج اجباری دختران زیر سن قانونی بود. این گزارشها هر سال موضوع مشخصی دارد.

گزارشها می گوید سال گذشته بیش از چهل هزار کودک زیر ده سال در ایران ازدواج کرده اند. پاسخ جمهوری اسلامی به سازمان ملل در این باره چیست؟

همان جوابهای معمول همیشگی که بر اساس قوانین داخلی کشور رفتار می کند و از این دست حرفها. به طور کلی سازمانهای حقوق بشری برای فشار بر دولتها اهرم خاصی در اختیار ندارند. تنها گزارش و درخواست و پیگیری باید ادامه پیدا کند تا روزی که شرایط هموار شود. متأسفانه قوانین حقوق کودک در مجلس ایران حتی مطرح هم نشده.

در همین شرایط فعلی مردم ایران از چه راههایی می توانند در جهت کاهش آزار جنسی کودکان حرکت کنند؟

در خارج از ایران نهادهای مستقل ایرانی و رسانه های فارسی زبان باید به آموزش مردم کمک کنند تا مردم بدانند حقوق کودک چیست و محدوده های آن کدامند. وظیفه ما این است که از پایین فشار بیاوریم تا قوانین را تغییر دهیم و یا در نبود قوانین رسمی قانون ایجاد کنیم و دولت را وادار کنیم که در این مسیر حرکت کند.

خشونت خانگی پنهان و در ایران فراوان است. برای مقابله با آن چه می توان کرد؟

کمک بزرگ آموزش در شبکه های اجتماعی و رسانه ها این است که تابوشکنی می کند. به تازگی سازمان بهزیستی ایران شماره تلفنهایی را برای گزارش اعلام کرده. افراد هر چه بیشتر به حقوق خود آگاه شوند و بدانند که از چه مراکزی می توانند کمک بگیرند، خشونت هم کمتر خواهد شد. ضمن اینکه همسایه ها و اقوام در صورت مشاهده خشونت خانگی نباید با بی تفاوتی از کنار آن عبور کنند. در مواردی که کودکی در معرض خطر قرار دارد، نباید سکوت کنیم و خانه خودشان است و بچه خودشان است؛ دیگر معنی ندارد. جایی که کودک مورد أزار قرار می گیرد، حریم خصوصی هیچکس نیست. این نوع دخالت کردنها باید گسترش پیدا کند تا هر روز احساس امنیت قربانی بیشتر و احساس امنیت متعرض کمتر شود.

در نسبت با حقوق زنان، حقوق کودک غیر سیاسی است. آیا این ویژگی به عدم حساسیت و پیشبرد جدی تر حقوق کودکان کمک می کند؟

تجربه من می گوید حساسیت اسم دیگر همان هیجان است. در یک نمونه سال گذشته در استان سیستان و بلوچستان یکی از مسئولان به دلیل تنبیه بدنی شدید یک کودک توسط فردی در زیر مجموعه اش استعفا کرد و گفت به احترام افکار عمومی این کار را انجام داده؛ اما تعداد این موارد کم است و در بسیاری از موارد وقتی حساسیت بالا می رود، ماجرا عکس می شود و دلایل امنیتی امکان پیگیری را مختل می کند. معمولأ رسانه های داخلی نمی توانند به موضوع بپردازند و رسانه های خارجی هم که می پردازند، متهم می شوند که آب به آسیاب دشمن می ریزند و به همین دلیل فعالان حقوق کودک از زندان سر در می آورند. در واقع بار اصلی بر دوش آگاهی جامعه است که اگر آگاهی بالا برود و توقع و درخواست عمومی افزایش پیدا کند، مسئولان به پاسخگویی وادار می شوند.

وضعیت کودکان در ایران امروز با دهه شصت خورشیدی قابل قیاس نیست. آیا بر این اساس می توان گفت در ایران وضعیت حقوق کودک رو به بهبود است؟

خیر. این استدلال درستی نیست. ابتدا باید شرایط تاریخی را در نظر بگیریم. آن موقع کشور در بحران انقلاب و جنگ بود. ضمن اینکه می توان از این زاویه هم نگاه کرد که در گذشته از حجم آسیبها و تعرض به کودکان بی اطلاع بودیم و امروز هم تنها یک سری اخبار و اطلاعات در دسترس مان قرار گرفته است. قطعأ پیشرفت ارتباطات و افزایش سطح آگاهی موجب شده نگاه نسل ما به کودک و کودک آزاری با گذشته متفاوت شود، اما مقایسه شرایط امروز با دهه شصت مقایسه دقیقی نیست.

 


دیدگاه خود را بگویید

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر بدهید.

مطالب دیگر